ارقام سود از طریق انتخابهای مدیران و حسابداران بین اصول پذیرفته شده حسابداری و قضاوتهای شخصی مدیران در مورد رویههای به کارگرفته شده برای ثبت اطلاعات حسابداری تحت تاثیر قرار میگیرد. گاهی اوقات مدیریت بنگاه اقتصادی از انتخابهای حسابداری برای دستکاری سودها و گمراه کردن کاربران بهره میگیرد. افزون بر این، مدیران ممکن است عناصر سودها را برای بهتر از واقع نشان دادن وضعیت بنگاه اقتصادی دستکاری کنند و با این کار کیفیت سود گزارش شده را به حداقل میرسانند، زیرا کسانی که برای تصمیمگیریهای خود به سودهای مزبور اتکا میکنند، دچار اشتباه شده و تحلیلگران مالی نیز نمیتوانند پیشبینی صحیحی از توان سودآوری بنگاه اقتصادی در آینده انجام دهند. سیگال[1] (1979) معتقد است ارقام سود باید صداقت، قابلیت اطمینان و قابلیت پیشبینی داشته باشند. صداقت یعنی باید به دور از هر گونه پیشداوری و دستکاری برنامهریزی شده برای مطلوب نشان دادن وضعیت بنگاه اقتصادی باشند و قابلیت اطمینان نیز یعنی اینکه ارقام سودهای گزارش شده باید ارزیابی درستی از قدرت سودآوری شرکت ارایه دهند و نیز بتوان از طریق آنها روند سود آوری آینده را پیشبینی نمود.
کیفیت سود را میتوان به سه دستهی پایداری سود، سطوح ارقام تعهدی و سود منعکس کنندهی معاملات اقتصادی مربوط، تقسیم کرد. پایداری سود به معنی تکرارپذیری (استمرار) سود جاری است. هر چه پایداری سود بیشتر باشد، یعنی شرکت توان بیشتری برای حفظ سودهای جاری دارد و فرض میشود کیفیت سود شرکت نیز بالاتر است. سطوح ارقام تعهدی نیز با کیفیت سود رابطهی معکوس دارد، زیرا هر چه میزان ارقام تعهدی سود بیش تر باشد، کیفیت سود شرکت کاهش مییابد. همچنین، هر چه سود حسابداری که گزارش میشود منعکس کنندهی معاملات واقعی اقتصادی موجود باشد به همان اندازه کیفیت سود نیز افزایش مییابد ( مک نیچالس[2]، 2002).
