مالیات بر ارزش افزوده (VAT)، مالیاتی است بر مصرف که بر ارزش اضافه شده کالا در جریان تولید (تفاوت قیمت نهایی و قیمت کالاهای به کار رفته در تولید آن کالا) بسته میشود. تفاوت این مالیات با مالیات بر فروش (GST) این است که در مالیات بر فروش بر عکس مالیات بر ارزش افزوده، در هر مرحله بر روی ارزش کلی کالا مالیات بسته میشود.
لازمه اجرای صحیح هر قانون، دقیق، غیرمبهم، جامع و مانع بودن مواد قانونی آن است. به همین علت اهمیت دقت نظر در مرحله نگارش قانون و بررسی همه جانبه شرایط حاکم بر قانون در مرحله قانوننویسی مشخص میشود چرا که کوچکترین بیتوجهی یا سهلانگاری در این مرحله، موجب بروز مشکل در مرحله اجرای قانون شده و طبیعتا برای رفع مشکلات اینچنینی نیاز به صدور بخشنامههای مختلف توسط مراجع ذیصلاح ایجاد میشود. به همین علت است که در مورد بسیاری از قوانین (به عنوان مثال قانون مالیاتهای مستقیم)، چند دهبرابر حجم قانون مربوطه، رویه و بخشنامه وجود دارد و طبعا استفادهکننده از قانون مجبور میشود علاوه بر قانون به کلیه بخشنامههای مربوطه نیز تسلط داشته باشد. بخشنامههایی که بسیاری از آنها ناسخ و منسوخ همدیگر هستند.
در چند ماه اخیر و با تصویب نهایی قانون مالیات بر ارزش افزوده نظرات متعددی در مورد این قانون ابراز شده است. لیکن اکثر این اظهارنظرها در رابطه با ماهیت و روش اجرای آن بوده و کمتر در رابطه با معایب مواد قانونی آن اظهارنظر شده است، به همین جهت ذیلا به برخی از این ابهامات مختصرا اشاره میگردد، شاید زمینهای برای بررسی بیشتر و احیانا رفع ایرادات احتمالی باشد.
ادامه مطلب...
مالیات بر ارزش افزوده همان مالیات برمصرف است، پس این مالیات مانند کشورهایی چون امارات و ترکیه، باید در نهایت پس از خرید کالا، توسط مصرفکننده پرداخت شود.
قانون مالیات بر ارزش افزوده حتما مثبت است و نخستین تاثیر مثبت اجرای آن، جلوگیری از قاچاق کالاست؛ چرا که مطابق این قانون هر کالایی باید در دفاتر رسمی ثبت شود. دیگر تاثیر مثبت، این است که اجرای این قانون موجب مشخص شدن درآمد و در نتیجه جلوگیری از فرار مالیاتی میشود.
دیگر مزیت این شیوه این است که دولت با اجرای قانون مالیات بر ارزش افزوده، زودتر مالیات خود را دریافت میکند و مالیات مضاعف به مقدار زیادی از بین میرود؛ یعنی وقتی واردکنندهای ماده اولیهای وارد میکند، باید مالیات آن را بپردازد و وقتی تولیدکنندهای این ماده اولیه را از واردکننده خریداری میکند و آن را به محصول مصرفی تبدیل میکند او هم باید مالیات بپردازد و وقتی کارفرمایی این محصول را خریداری کرده و آن را در امور مربوط بهخود به کار میبندد او هم باید مالیات بپردازد و به همین ترتیب امکان دارد گاهی ۵ تا ۶ صنف مختلف مالیات بپردازند.
این در حالی است که مالیات بر ارزش افزوده در واقع از پرداخت این مالیاتهای مضاعف جلوگیری میکند و باعث شفافسازی امور مالیات میشود. البته نباید از نظر دور داشت که نحوه اجرای مالیات بر ارزش افزوده، با چالشهایی مواجه است.
اجرای قانون مالیات بر ارزش افزوده نیازمند سازوکار و زیرساختهای لازم است و بر این اساس باید تمام معاملات شناسنامهدار شوند تا با صدور فاکتور، نوع، مقدار، قیمت، تاریخ و محل فروش کالا مشخص شود؛ اما هماکنون در کشورمان، تنها فرش و طلا با صدور شناسنامه یا همان فاکتور معامله میشوند که برای اجرای مالیات بر ارزش افزوده، این موضوع باید به سایر کالاها تعمیم داده شود.
فراهم ساختن زیرساختها در نظام بانکی برای اجرای این طرح نیز ضرورتی دیگر است که باید به آن توجه شود؛ اما بدون شفافسازی و فراهم کردن زیرساختهای لازم، با اجرای قانون مالیات بر ارزش افزوده، نوعی هیجان دور از واقعیت اقتصادی بر بازار حاکم میشود. مثلا در اجرای این قانون بهدلیل ناآشنایی تجار و بازرگانان با اثرات مثبت آن و اینکه باید مالیات سال دیگر را امسال بپردازند، باعث میشود تا نوعی هیجان در بازار ایجاد شود و مالیات پرداختی روی قیمت تمامشده محصولات محاسبه شود
ادامه مطلب...
بر اساس قانون هر شهروندی دارای حقوقی است که دولت موظف به تحقق آنها است. برقراری امنیت، ارایه خدمات شهری، آموزشی و خدمات امدادی و رفاهی تنها بخشی از وظایف دولت در برابر حقوق مردم است، اما منابع مالی این خدمات از کجا تأمین میشود؟ در بسیاری ازکشورها شهروندان در مقابل حقوق و خدماتی که از دولت دریافت میکنند وظایفی را هم بر عهده دارند که پرداخت مالیات به عنوان تأمین کننده منابع مالی خدمات دولتی یکی از اصلیترین آنها محسوب میشود.
هر چند این رویه معقول از قدیم در کشور ما به دلیل اتکا به درآمدهای نفتی کمتر مورد توجه بوده. اما خوشبختانه طی دهه های اخیر مورد تاکید دولتمردان و کارشناسان اقتصادی قرار گرفته و حتی در رفتار اقتصادی مردم هم تأثیر گذاشته است که برای نمونه میتوان به رشد ارایه اظهارنامه های مالیاتی در سال جاری اشاره کرد.
به گفته کارکنان ادارات مالیاتی اگرچه ارایه اظهارنامه از سوی مشمولان مالیات رشد چشمگیری داشته اما متأسفانه بسیاری از مراجعه کنندگان به دلیل عدم آگاهی از وظایف قانونی خود دچار مشکلاتی در رسیدگی به پرونده های مالیاتی میشوند. این گزارش با استناد به قانون، مشمولان مالیاتی را معرفی کرده و به بیان وظایف آنها برای پرداخت مالیات به عنوان یک تکلیف شخصی برای تأمین منافع ملی میپردازد.
مالیات و انواع آن
مالیات به زبان ساده وجوهی است که دولت بر ای تأمین هزینه های خود از اشخاص دریافت میکند، به بیان دیگر مالیات مبلغی است که دولت بر اساس قانون و به منظور تقویت عمومی حکومت و تأمین مخارج عامه از اشخاص، شرکتها و موسسهها دریافت میکند.
تقسیم بندی مالیاتها به مالیاتهای مستقیم و غیر مستقیم عمدهترین نوع طبقه بندی در آمارهای دولتی در سطح بینالمللی است که مالیات مستقیم دامنه وسیعتری نسبت به مالیات غیر مستقیم دارد. در ساختار بودجه کشور ما نیز درآمدهای مالیاتی در طبقه بندی به دو گروه یاد شده تقسیم میشود. بر این اساس مالیاتهای غیر مستقیم شامل دو بخش مجزا تحت عناوین ذیل میباشد: ۱- مالیات بر تولید و واردات، ۲- مالیات بر مصرف و فروش مالیاتهای مستقیم مالیاتهایی هستند که از مودیان در هنگام تحصیل درآمد یا دارایی اخذ میشود. بر اساس قانون، مالیاتهای مستقیم دارای دو بخش اصلی مالیات بر دارائی و مالیات بر درآمد است.
بخش مالیات بر دارایی شامل: مالیات سالانه املاک، مالیات مستغلات مسکونی خالی، مالیات بر اراضی بایر، مالیات بر ارث و حق تمبر بود که در اصلاحات صورت گرفته در قانون مواد مربوط به مالیات سالانه املاک، مالیات مستغلات مسکونی خالی و مالیات بر ارضی بایر حذف شد.
ادامه مطلب...
ازار کارا به بازاري اطلاق ميشود که در آن قيمت اوراق بهادار از قبيل قيمت سهام عادي، منعکس کننده تمام اطلاعات موجود در بازار است.
قيمت فعلي سهام شامل تمام اطلاعات شناخته شده اعم از :
اطلاعات گذشته: مانند سود مربوط به فصل يا سال گذشته
اطلاعات فعلي : شامل اطلاعاتي که اعلام شده ولي هنوز اعمال نشده ( مانند خبر تجزيه سهام)
و اطلاعاتي که از نظر منطقي استنباط شده است نيز در قيمتها منعکس مي شود، مثلا“ اگر بسياري از سرمايه گذاران بر اين عقيده باشند که نرخ بهره بزودي کاهش خواهد يافت.
به طور خلاصه ميتوان خصوصيات بازاري كه داراي كارايي اطلاعاتي ميباشد را اين گونه برشمرد :
1- شرايط بازار رقابت: يعني بازار وقتي کارا مي شود که تعداد افرادي که اقدام به خريد وفروش مي کنند، بسيار زياد باشند.
2- اطلاعات بايد به سرعت و فوريت با حداقل هزينه به اطلاع دست اندرکاران بازار برسد.
3- امنيت در خريد و فروش: پرداخت يا دريافت قيمت عادلانه در قبال خريد يا فروش اوراق بهادار و قيمتهاي نزديک به ارزش ذاتي آن.
4. معامله در بازار کارا نبايد گران باشد، مخارج معامله کردن بايد بسيار کم و به وضعيت بدون خرج بودن نزديک باشد.
5. هيچ معامله گري قدرت نداشته باشد بازار را تحت نفوذ خود بگيرد و تاثير مهمي بر بازار بگذارد.
6. دريافت و پرداخت وام به نرخهاي رايج بازار مالي ( نرخ رايج بهره).
7. وجود افراد مطلع در بازار، اين افراد با اطلاعاتي که دارند بازار را به کارايي مي رسانند، اما آنها نمي توانند از اطلاعات و دانش افزونترشان نتايج بهتر و سود بيشتري به دست آورند.
8. تعديل قيمتها به سرعت انجام مي شود. در اين بازار افرادي حضور دارند که اطلاعات را دريافت، ارزيابي وارزش آن را پيدا مي کنند و به فوريت اقدام به خريد و فروش مي نمايند.
9. شرط لازم براي کارايي بازار، وجود رقابت است. در اين بازار غير از معامله کننده تعداد زيادي هم دلال و کارگزار و واسطه متخصص خريد و فروش وجود دارد
10. بازار بايد در معرض ترافيکي دو طرفه از اطلاعات باشد. در بازار کارآ طوري است که در هر مقطع از زمان عده اي در آن خريدارند و عده اي فروشنده ، در اين بازار نيمي معتقدند که اگر بخرند به صلاح و منفعت آنان است و نيمي ديگر معتقدند که اگر بفروشند نفع بيشتري مي برند.
11. در اين بازار، ابزارهاي مالي بسيار گسترده اي وجود دارد که هريک نقش خاصي در بازار دارد وهريک شکافي را در بازار پر مي کند ، مثل اوراق اختيار معامله (options) که بازار را کاراتر و تعادل مناسب تري بين عرضه وتقاضا بوجود مي آورد .
نظريه بازار کارا
آزمودن اين نظريه که : آيا بازار سهام در کسب و پردازش اطلاعات ورودي به صورت معقول عمل مي کند و يا اطلاعات بدون درنگ و بدون تمايل به گرايش خاص ( تورش ) در قيمت اوراق بهادار منعکس مي شود يا نه؟
فرضيه بازار کارآ نمي گويد که همه سرمايه گذاران معقول عمل مي کنند و يا تک تک آنان به جزء جزء اطلاعات دسترسي دارند، بلکه صرفا“ مي گويد که همه اطلاعات در قيمت سهام بازتاب دارد .
اشکال مختلف بازار کارا
کارايي در بازار با استفاده ازسه مجموعه اطلاعات مورد بررسي قرار ميگيرد.اين اطلاعات عبارتند از:
1- اطلاعات مربوط به گذشته؛ (شامل اطلاعات بازار)
2. کليه اطلاعات عمومي انتشار يافته (شامل اطلاعات عمومي)
3. اطلاعات عمومي و اطلاعات خصوصي و محرمانه. (شامل تمام اطلاعات)
با توجه به اين سه نوع اطلاعات، کارايي بازار به ترتيب در سه سطح قابل بررسي است :
1. ضعيف 2. نيمه قوي 3. قوي
شکل ضعيف بازار کارآ: يکي از متدوال ترين نوع اطلاعات در ارزيابي ارزش اوراق بهادار، داده ها و اطلاعات مربوط به بازار است. برخي از اطلاعات مربوط به دوره هاي قبل بوده و تاثير آنها در قيمتهاي اوراق بهادار منعکس شده است و تاثيري در پيش بيني تغييرات آتي قيمت ها ندارد، به همين دليل از ارزش کمتري برخوردارند. اين نوع اطلاعات که تاثير کمتري بر روي قيمت سهام دارند شکل ضعيف از بازار کارآ را نشان مي دهد.
پس شکل ضعيف بازار کارآ مي گويد که با مطالعه روند تاريخي قيمت سهام ، قادر نيستيم روند آينده قيمت سهام را پيش بيني کنيم ، قيمت سهام روند خاصي ندارد، بازار سهام حافظه اي ندارد؛ يعني قيمت سهام در بازار کارا به شکل تصادفي تغيير مي کند.
شکل نيمه قوي بازار کارآ: سطح متدوال تر کارايي بازار نه تنها شامل اطلاعات موجود قيمتي است، بلکه شامل تمام اطلاعات شناخته شده ودر دسترس مانند اطلاعات مربوط به درآمد، سود تقسيمي، اعلان تجزيه سهام، پيشرفتهاي جديد در مورد محصولات، مشکلات تامين مالي و تغيرات مربوط به حسابداري است به چنيين بازاري که اين اطلاعات سريعا“ در قيمتها منعکس شود بازار کارآي نيمه قوي گفته مي شود.
شکل قوي بازار کارآ: قوي ترين شکل بازار کارآ، شکل قوي آن است که درآن قيمتهاي سهام کاملا“ تحت تاثير اطلاعات اعم از اطلاعات عمومي و غير عمومي (محرمانه ) است.
اگر بازار کارا به شکل قوي آن وجود داشته باشد، هيچ گروهي از سرمايه گذاران نمي توانند در يک برهه از زمان بيش از نرخ بازده منتفع شوند. پرتفليوهايي که به صورت حرفه اي مديريت ميشوند معمولا“ جزء اين دسته هستند.
توجه :هنگامي كه صحبت از بازار كارا ميشود، مراد همان بازار كارا به شكل نيمه قوي است
از زمان پیدایش حرفه ی حسابرسی تا به امروز،مسئولیت حسابرسان نسبت به تقلب نوسانات زیادی پیداکرده است.چیزی که هم اکنون شاهد ان هستیم افزایش مسئولیت حسابرسان نسبت به تقلب است که علت این امر به علت افزایش وگستردگی روزافزون تقلبات وطرح دعاوی جدی بر علیه حسابرسان است.در واقع حرفه حسابرسی سعی می کند بااین شیوه وعملکرد،اعتمادخود را نزد جامعه حفظ کند.
شواهد گویای آن است که موضوع تقلب در شرکتها مشکلی جدی است. این تقلبها،بویژه هنگامی که مدیران وکارکنان ارشد شرکتها مرتکب ان می شوند،معمولا زمانی از پرده بیرون می افتد که شرکتها به طور غیر منتظره دچار مشکل حاد میشوند.در این مواقع است که این سئوال مطرح می شود که حسابرسان کجا بوده اند؟
نفش حسابرسان مستقل در کشف وگزارش تقلب در شرکتها موضوعی بحث انگیز است. اظهارنظرهای حرفه ای حسابرسان متفاوت است وبه همین سبب برای کاهش فاصله انتظارات از عملکرد حسابرسی،بیشترین میزان همکاری ضرورت پیدا میکند.بررسیهای متعدد نشان داده است در حالی که سیاستمداران،دادگاهها،نشریات مالی وبسیاری دیگر،ازحسابرسانانتظارکشف وگزارش کردن تقلبات را دارند،حرفه حسابرسی به طور عمومی مسئولیتهای خودرادر این زمینه کاهش داده وبر این نکته تاکید میکند که کشف تقلبات از مسئولیتهای مدیران است وحسابرسی برای این نقش برنامه ریزی نشده وغیر قابل اتکاست.
در کشورهای پیشرفته ی جهان همه چیز از جمله تقلب وراهکارهای ان مبارزه با تقلب نیزتوسعه یافته است،بانگاهی به امارهای بین المللی بیانگر این موضوع است است که به مسئله ی مبازره با تقلب واستفاده از روشهای پیشگیرانه و اموزش توجه خاصی شده است و همین توجه خاص باعث کاهش چشمگیر تقلب وفساد مالی گردیده است. یکی ازرویدادهای پیشگیرانه از تقلب ،افشای فسادهای مالی وبرخورد سختگیرانه با مرتکبین فساد وپیش بینی جرایم سنگین برای انان است.در پاسخ به رسوایی شرکتهای بزرگی چون انرون، گلوبال کروسینگ ،تیکو،ورلد کام وآدلفیا،انجمن حسابداران رسما امریکا بیانیه ای به شرح ذیل منتشر نمود:
ادامه مطلب...
این مقاله به یکی از مباحث مهم مدیریت سود، یعنی هموارسازی سود می پردازد.به طور کلی هموارسازی سود عبارت است از اعمال نظر مدیریت شرکت در تقدم و تاخر ثبت حسابداری هزینه ها و درامدها و یا به حساب گرفتن هزینه ها یا انتقال انها به سال های بعد به طوری که باعث شود شرکت در طول چند سال مالی متوالی از روند سودبدون تغییرات عمده برخوردار باشد.هدف مدیریت این است که شرکت را در نظر سرمایه گذاران و بازار سرمایه با ثبات و پویا نشان دهد.در این مقاله به روش های هموارسازی سود از یک طرف و از طرف دیگر به سازوکارهایی از قبیل ویژگی های کیفی اطلاعات و افشاء بیشتر باعث می شود مدیریت شرکت در فرایند هموارسازی موفق نباشد می پردازد .
هموارسازی سود و انگیزه های آن
یکی از اهداف اولیه مدیریت سود حفظ اعتبار شرکت است چرا که اعتبار باعث می شود شرکت کارا و پویا به حساب اید.کسب جایگاهی مناسب در میان رقبا و بازار سرمایه باعث می شود سرمایه گذاران و اعتباردهندگان نسبت به شرکت نظر مساعدتری داشته باشند و شرکت از صرف هزینه های بیشتر در رقابت با سایر شرکت های مشابه بی نیاز شود و با هزینه ی کمتر اعتبار و وام دریافت کند.
مهم ترین انگیزه ی هموارسازی سود این باور است که شرکت هایی که روند سود مناسبی دارند و سود ان ها دچار تغییرات عمده نمی شود نسبت به شرکت های مشابه ارزش بیشتری دارند.هموارسازی باعث بالا رفتن ارزش سهام شرکت در بورس و جذب سرمایه گذاران بالقوه برای ان می شود.نتایج تحقیقی در مورد 358 شرکت پذیرفته شده در بورس امریکا نشان داد که شرکت هایی که سود انها دچار تغییرات زیادی در طول سالهای قبل نبوده دارای ارزش سهام بالاتری هستند و در مقایسه با شرکت هایی مشابه بدهی کمتری دارند.
سایر انگیزه هایی که باعث می شود مدیران در پی هموارسازی سود باشند عبارتند از:
1- دریافت پاداش های مدیریتی بیشتر به خاطر بالا بودن ارزش سهام:
وقتی سهام شرکت در بورس نسبت به شرکت های مشابه ارزش بیشتری داشته باشد مدیران توقع دریافت پاداش بیشتری دارند.
2- پرداخت بهره کمتر در استقراض از موسسات اعتباری و بانک ها:
هموارسازی سود شرکت را در حال رشد نشان می دهد و این خود نمایانگر ریسک کمتر در مورد این شرکت است و به ان امکان می دهد با نرخ بهره ی پایین تری از موسسات اعتباری و بانک ها وام بگیرد و نقدینگی حاصل از بهره ی کمتر می تواند یکی از منابع مالی شرکت برای توسعه ی ان باشد.
3- جذب سرمایه:
روند رشد شرکت در تصمیم گیری سرمایه گذاران و اعتباردهندگان موثر است زیرا ان ها معتقدند این شرکتها ریسک کمتری دارند و برای سرمایه گذاری بهترند.
ادامه مطلب...
حسابرسی یعنی بازرسی جستجو گرانه مدارک حسابداری و سایر شواهد زیر بنای صورتهای مالی .حسابرسان از راه کسب آگاهی از سیستم کنترل داخلی و بازرسی مدارک،مشاهده داراییها،پرسش از منابع داخل و خارج شرکت و اجرای سایر روشهای رسیدگی ،شواهد لازم را برای تعیین این که صورتهای مالی، تصویری مطلوب و به نسبت کامل از وضعیت مالی شرکت و فعالیتهای آن در طول دوره مورد رسیدگی ارائه می کند یا خیر،گردآوری می کنند.
یااینکه حسابرسی فرایندی است منظم و با قاعده جهت جمع آوری و ارزیابی بیطرفانه شواهد درباره ادعاهای مربوط به فعالیتها و وقایع اقتصادی،به منظور تعیین درجه انطباق این ادعاها با معیارهای از پیش تعیین شده و گزارش به افراد ذینفع.
ادامه مطلب...
سال نو مبارک
سال اقتصاد و فرهنگ ، با عزم ملی و مدیریت جهادی گرامی باد
مفاهيم سود در سطح عمل(نحوه استفاده از آن توسط استفاده كنندگان)
مفاهیم سود در سطح عمل به فرآیندهای تصمیم گیری سرمایه گذاران و اعتبار دهندگان، واکنش قیمت اوراق بهادار نسبت به سود گزارش شده، تصمیمات مدیریت درباره مخارج سرمایه ای و واکنش مدیریت و حسابداران نسبت به سود مربوط است. تحقیقات رفتاری انجام شده در حسابداری نیز با موارد فوق مرتبط است.
ü مفاهيم سود در سطح عمل، به موارد زير مربوط است:
ï فرايندهاي تصميمگيري سرمايهگذاران و اعتبار دهندگان
ï واكنش قيمت اوراق بهادار در بازار سرمايه نسبت به سود گزارش شده
ï تصميمات مديريت درباره مخارج سرمايهاي
ï واكنش مديريت و حسابداران نسبت به سود
سود به عنوان وسيلهاي براي پيشبيني:سرمايهگذاران، اعتبار دهندگان و ساير استفاده كنندگان به ارزيابي خالص جريان ورود وجه نقد دورههاي آتي ارزيابي كنند، اما غالباً سود و شاخصه هاي خاص براي ارزيابي توان سودآوري، پيشبيني سودهاي آتي، ويا ارزيابي مخاطره سرمايهگذاران يا اعطاي وام و اعتبار به واحد انتفاعي استفاده مي كنند. بنابراين، فرض بر اين است كه ارتباطي بين سود گزارش شده و گردش وجوه نقد، شامل توزيع وجه نقد ميان سهامداران، وجود دارد.(هيات تدوين استانداردهاي مالي)
× به همين دليل سرمايه گذاران انتظارات مربوط به سودهاي آتي واحد انتفاعي را در كانون توجه خود قرار دهند.
× پژوهشگران كوشش كردهاند كه شواهدي را درباره فرض هيات ، بدست آورند.
× اطلاعات سود سهام پیش بینی توزیع سود سهام در اینده
× پیش بینی قیمت آتی سهام
× بهمين دليل است كه : اطلاعات مرتبط با پيشبينيهاي سود در مقايسه با پيشبيني توزيع سود سهام در كوتاهمدت، به منظور پيشبيني قيمت آتي سهام در بازار، مربوطتر فرض شده است.
×
آيا اطلاع از سودهاي گذشته، به پيشبيني سودهاي آتي و همچنين ارزش جاري واحد انتفاعي كمك ميكند؟
× در يكي از تحقيقات نتيجهگيري شده است كه :
سودهاي گذشته محاسبه شده بر اساس ارزشهاي تاريخي، در مقايسه با سودهاي گذشته محاسبه شده بر اساس ارزشهاي جاري به منظور پيشبيني ارزشهاي آتي مناسبتر است. ضمناً سودهاي محاسبه شده به دو روش بالا، نسبت به سودهاي محاسبه شده بر مبناي ارقام تعديل شده بواسطه تغيير سطح قيمتها، مرجح ميباشد. در هر صورت، بررسي مزبور پيشنهاد ميكند كه هر دو مفهوم سود در پيشبيني ارزشهاي آتي، بخصوص در يك صنعت پايه، ميتواند مفيد واقع شود.
بسياري از سرمايهگذاران بر اين باورند كه پيشبيني سودهاي آتي در ارزيابي قيمت سهام به هنگام تصميمات خريد و فروش مؤثرند و نويسندگان زيادي، ارائه سود به نحوي كه پيشبينيهاي آتي سود را ممكن سازد، را پيشنهاد كردهاند.
تصميمگيري مديريت:مديران نيز از اطلاعات صورت هاي مالي براي كنترل و تصميمگيري مناسب استفاده مي كنند.
v البته مديران به جريانات نقدي فعلي و آتي اهميت بيشتري نسبت به پيشبيني توزيع سود سهام آتي ميدهند.
v ولي بايدتوجه كافي به اختياري بودن تخصيصها و مقابله هزينهها با درآمد فروش مبذول شود .
ادامه مطلب...
مفاهيم سود:
دیدگاه ساختاری: بررسي سود از مجراي قوانين و مقررات
دیدگاه تفسیری:بررسي سود از مجراي رابطه اي كه اين عدد با واقعيت هاي اقتصادي دارد
دیدگاه رفتاری:بررسي سود با توجه به روشي كه سرمايه گذاران آن را به كار مي برند
استفاده از چند مفهوم مناسب در گزارشگری سود:
Ø موارد استفاده متعدد از سود خالص
Ø تنوع نیازهای اطلاعاتی استفاده کنندگان
داشتن هدف هاي مختلف در ارائه گزارش موجب مي شود كه براي سود خالص تعريف هاي مختلفي ارائه شود و مخاطبان مختلف مورد خطاب قرار گيرند
برخي از انتقادهاي وارده به سود حسابداري، در شكل سنتي آن:
þ مفهوم سود حسابداري تاكنون به وضوح فرموله نشدهاست
þ مبناي نظري (تئوريك) بلند مدتي براي محاسبه و ارائه سود حسابداري وجود ندارد
þ اصول پذيرفته شدهي حسابداري، عدم ثبات روش اندازهگيري سود دورهاي را در شركتهاي مختلف مجاز ميشمارد
þ تغيير سطح قيمتها، معناي سود محاسبه شده بر مبناي ارزشهاي تاريخي را تغيير دادهاست
þ ساير اطلاعات، درمقايسه باسود حسابداري،ممكن است براي تصميمگيريهاي سرمايهگذاران و سهامداران مفيدتر باشد
پيشنهادهاي مختلفي نيز براي حل اين مسائل ارائه شدهاست:
Ø تاكيد بر اطلاعات مربوط به معاملات و فرايند حسابداري تعهدي به منظور بهبود محاسبه و گزارش سود حسابداري
Ø برخي معتقند مفهوم سود عملياتي را مي توان بعنوان شاخصي از توان واحد انتفاعي براي توزيع سودسهام استفاده كرد
Ø يك ديدگاه اين است كه پيشرفتهاي آينده در تئوري حسابداري در گرو توافق در مورد مفهومي از سود است، كه بر سود اقتصادي منطبق باشد
Ø برخي از نويسندگان معتقدند كه، براي مقاصد مختلف بايد چندين سود اندازهگيري و گزارش گردد
Ø نظر به اينكه، تمامي معيارهاي سود با نواقصي همراه است، لازم است معيارهاي ديگري از فعاليتهاي اقتصادي مد نظر قرار گيرد
ادامه مطلب...
