الگوي بازارهاي کارا
اگر اطلاعات جديدي وارد بازار شود چه اتفاقي ميافتد؟
در بازار كارا تمام سرمايه گذاران فوراً با ورود اطلاعات جديد واكنش نشان ميدهند و قيمت سهام با اين واكنش تغيير خواهد نمود. در اين بازار اطلاعات جديد خبري شگفت انگيز است. ( اطلاعاتي كه شگفت انگيز نيست قابل پيش بيني بوده، قبلاً پيش بيني شده است و اكنون كهنه تلقي ميشود). اخبار شگفت انگيز ميتوانند بد يا خوب باشند، در بازار كارا اخبار خوب منجر به افزايش قيمت و اخبار بد منجر به سقوط قيمت خواهد شد.
الگوي بازارهاي کارا
اگر اطلاعات جديدي وارد بازار شود چه اتفاقي ميافتد؟
در بازار كارا تمام سرمايه گذاران فوراً با ورود اطلاعات جديد واكنش نشان ميدهند و قيمت سهام با اين واكنش تغيير خواهد نمود. در اين بازار اطلاعات جديد خبري شگفت انگيز است. ( اطلاعاتي كه شگفت انگيز نيست قابل پيش بيني بوده، قبلاً پيش بيني شده است و اكنون كهنه تلقي ميشود). اخبار شگفت انگيز ميتوانند بد يا خوب باشند، در بازار كارا اخبار خوب منجر به افزايش قيمت و اخبار بد منجر به سقوط قيمت خواهد شد.
در بازار كارا هرگونه افزايش يا كاهش در ميزان بازدهي غير قابل پيش بيني است. بنابراين، تغييرات قيمت در بازار كارا كاملاً تصادفي است. تصادفي بودن تغييرات قيمت به معناي غير منطقي بودن قيمت فعلي نيست. به دليل ورود تصادفي اطلاعات، تغييرات قيمت به عنوان برآيند ورود اطلاعات تصادفي(كه گاهي مثبت و گاهي منفي) است، تلقي ميشود.
به هرحال، تغييرات در قيمت، نتيجه ارزيابي مجدد سرمايه گذاران از وضعيت آتي سهام واخذ تصميمات جديد در مورد خريد يا فروش سهام است.
در بازار كارا قيمت اوراق بهادار، شاخص خوبي براي تعيين ارزش سرمايه گذاري است.
ارزش سرمايه گذاري به عنوان ارزش فعلي جريانهاي نقدي آتي است كه توسط سرمايه گذاران آگاه به خوبي تجزيه و تحليل شده است.
در بازار توسعه يافته و رقابتي، اختلاف بين قيمت بازار و ارزش سرمايه گذاري برگ برنده تحليلگراني است كه در جستجوي بازده غير عادي هستند.
قيمت اوراق بهاداري كه كمتر از ارزش واقعي سرمايه گذاري است (اوراق بهاداري كه كمتر از قيمت واقعي يا كمتر از ارزش واقعي، قيمت گذاري شده است)، بايد خريداري شود، به دليل افزايش تقاضا براي خريد، قيمت اين اوراق افزايش يابد.
قيمت اوراق بهاداري كه بيشتر از ارزش سرمايه گذاري است ( اوراق بهاداري كه بيشتر از قيمت واقع يا بيشتر از ارزش واقعي، قيمت گذاري شده است)، بايد فروخته شود.
با افزايش عرضه براي فروش، قيمت اوراق بهادار كاهش مي يابد. اين عدم كارايي موقت، موجب ميشود تا سرمايه گذاران آگاه به دنبال فرصتهاي مناسب سودآوري باشند. چنين فرصت سازي توسط سرمايه گذاران آگاه خود موجب كاهش عدم كارايي(افزايش كارايي بازار) شده و شانس كسب بازده غيرعادي را كاهش ميدهد.
آزمون كارايي بازار
چگونه مي توانيم آزمونهايي را اجرا كنيم تا بدانيم بازار بطوركامل كارا است، تا حدودي كارا است يا كارايي ندارد.
روشهاي زيادي در اين زمينه طراحي شده است، كه در اين بين سه روش بيشتر مورد استفاده قرار گرفته است. اين روشها كه شامل؛
1. فرضيه گشت تصادفي ،
2. تلاش براي ساخت الگوي قيمت گذاري اوراق بهادار
3. رسيدگي به عملكرد سرمايه گذاري مديران حرفه اي را مورد بررسي قرارميدهيم.
شکل ضعيف بازار کارا به اين معني است که اطلاعات با داده هاي قيمت در قيمتهاي فعلي بازار تلفيق خواهد شد. اگر قيمتها روند غير تصادفي داشته باشند، تغييرات قيمت سهام وابسته و در غير اين صورت مستقل خواهد بود.
فرضيه ضعيف کارآيي بازار به ايده تئوري گشت تصادفي( Random Walk Hypothesis ) قيمت سهام در سال 1960 بر مي گردد.
اگر قيمت ها از گشت تصادفي تبعيت کنند، تغييرات قيمت در طول زمان تصادفي ( مستقل ) خواهند بود،
يکي از راه هاي آزمون و تست شکل ضعيف کارايي اين است که مستقل بودن تغييرات قيمت سهام را به روش آماري تست کنيم.
اگر نتايج تست آماري نشان دهد که تغيررات قيمت مستقل است به اين نتيجه مي رسيم که دانستن و استفاده از اطلاعات قيمتي گذشته ارزشي براي سرمايه گذاران نخواهد داشت.
اولين تحقيق در سال 1959 توسط هري رابرتز که اظهار داشت که يک رشته اعداد ي را که بصورت تصادفي استخراج کرده ، نمودار آن همانطور به چشم مي آيد که نمودار يک رشته از قيمتهاي سهام .
سپس آزمونهاي ديگري از جمله ازبورن(1959)، مور(1962)، فاما( 1965)، گرانجر و مورگن اشترن(1963) تائيد کاملي از نتايج اوليه تحقيق رابرتز بود.
شواهدي از شکل ضعيف بازار کارآ
كانون آزمون تجربي سرعت انطباق قيمت با اطلاعات جديد:
فاما، جنسون، فيشر، رول اثر تجزية سهام بر قيمت را بررسي كردند. نظر كلي آنموقع اين بود كه افزايش قيمت سهام عادي با افزايش تجزية سهام بالا ميرود. طبعاً معتقدان به كارايي بازار اين اعتقاد را نداشتند. آنان تجزية سهام از ژانوية 1927 تا دسامبر 1959 در بورس را بررسي كردند. نشان دادند كه با تجزية سهام مردم انتظار سود بيشتر دارند، و اگر برآورده نشود، قيمت حتي پايين ميآيد. قيمت بهخاطر خود تجزيه بالا نميرود؛ چون تجزيه علامت بهبود سود است بالا ميرود.
فاما: ظاهراً بازار پيشبيني بيطرفانهاي از اثرات تجزية سهام براي سود سهام آينده دارد و اين پيشبيني كاملاً در قيمت اوراق بهادار تا پايان ماه تجزية سهام انعكاس مييابد.
شواهدي از شکل نيمه قوي بازار کارآ
يکي از آزمونها و تحقيقات تجربي که در مورد شکل نيمه قوي کارايي بازار صورت ميگيرد مطالعه رويدادي( Event study) است .
در اين روش به منظور تعيين تاثير رويداد خاصي بر قيمت سهام، بازده سهام شرکتي مورد بررسي قرار مي گيرد. در اين روش از يک مدل شاخص بازده سهام استفاده مي شود، اين مدل شاخص نشان دهنده اين است که بازده اوراق بهادار توسط عامل بازار و يک عامل منحصر به فرد شرکت تعيين مي شود.
بازده منحصر به فرد شرکت عبارات خطاي باقيمانده است که نشان دهنده تفاوت ميان بازده واقعي اوراق بهادار و مدل شاخص است . به عبارت ديگر هر مقدار از بازده واقعي باقيمانده، بازده غير عادي است که در نتيجه يک رويداد خاص به وجود آمده است.
بازده غير عادي =
: در طول دوره ي t نرخ بازده عادي اوراق بهادار i
: نرخ بازده واقعي اوراق بهادار در طول دوره ي t نرخ بازده عادي اوراق بهادار i
: نرخ بازده مورد انتظار اوراق بهادار در طول دوره ي t نرخ بازده عادي اوراق بهادار i
بازده عادي بر مبناي الگوهاي قيمت گذاري دارايي بدست مي آيد. مدل قيمت گذاري نادرست مي تواند منجر به نتايج نا معتبر از آزمون كارايي بازار بشود. بنابراين، براي افزايش اعتبار نتايج آزمونها، از الگوهاي قيمت گذاري متفاوتي استفاده ميشود.
نتايج يك تحقيق در اين زمينه نشان ميدهد كه علت واكنش كند قيمت نسبت به انتشار اطلاعات ناشي از؛ عدم كارايي بازار، استفاده از مدل قيمتگذاري نامناسب يا هردوي اينهاست. به عنوان يك مثال در بررسي حوادث، وضعيتي را تصور كنيد كه در بازار كاراي قوي هنگامي كه اطلاعات منتشر ميشود چه اتفاقي خواهد افتاد؟
هنگامي كه اطلاعات گذرشان به بازار ميافتد قيمت بلافاصله واكنش نشان ميدهد و فوراً ارزش سرمايه گذاري تغيير ميكند.
ساخت الگو روش ديگر آزمون كارايي بازار تلاش ميكند تا تغيير در قيمت اوراق بهادار را به متغيرهاي دور از انتظار نسبت دهد. در يك دوره زماني مشخص، بازده اوراق بهادر مطابق با الگوي قيمت گذاري دارايي تعيين ميشود. طبق اين الگو،
نرخ بازده دارايي = نرخ بازده بدون ريسك + صرف ريسك
(كه بر مبناي ريسك دارايي تعيين ميشود) است. اگر نرخ بازده بدون ريسك و صرف ريسك در طول زمان غير قابل تغيير باشد، اوراق بهادار با متوسط بالا بازدهي در گذشته، ميتواند در آينده نيز متوسط بازدهي زيادي داشته باشد. اما در طول زمان نرخ بازده بدون ريسك و صرف ريسك تغيير ميكند، بنابراين، ساخت الگو مشكل است
