بورس بازي فعاليتي است كه بورس باز دارايي سهام را بدون قصد نگهداري و با پذيرش ريسك خريداري كرده و به دنبال كسب سود از مابه التفاوت قيمت در كوتاهترين زمان ممكن ميباشد. در اين مقاله ضمن بررسي ماهيت بورس بازي و شقوق مختلف آن، مسائل فقهي و شرعي مربوط به بورس بازي تحليل گرديده و جواز عمليات بورس بازي در صورتي كه در چارچوب معاملات اسلامي صورت پذيرد تأييد گرديده است.
بورس بازي در بازار سهام از ديدگاه اسلام
علي صالح آبادي*
چكيده :
بورس بازي فعاليتي است كه بورس باز دارايي سهام را بدون قصد نگهداري و با پذيرش ريسك خريداري كرده و به دنبال كسب سود از مابه التفاوت قيمت در كوتاهترين زمان ممكن ميباشد. در اين مقاله ضمن بررسي ماهيت بورس بازي و شقوق مختلف آن، مسائل فقهي و شرعي مربوط به بورس بازي تحليل گرديده و جواز عمليات بورس بازي در صورتي كه در چارچوب معاملات اسلامي صورت پذيرد تأييد گرديده است.
مقدمه:
بورس بازي[1] از نظر لغوي به معاني "تأمل، تصور، حدس وگمان، پيش بيني قمار و سفته بازي" آمده است.[2]
بورس بازي از نظر اصطلاحي به خطر انداختن كالا يا سرمايه در مواجهه با يك عدم اطمينان است كه معمولاً تصميم گيري در شرايط حدس و گمان صورت ميگيرد.
در اين اصطلاح بورس بازي نوعي فعاليت اقتصادي است كه به هدف دستيابي به سود از طريق پيش بيني تغييرات قيمت سهام انجام ميشود. انگيزه اصلي بورس بازان كسب سود به هر طريق ممكن است.
پر واضح است كه درجهاي از بورس بازي در تمامي تصميمات انساني وارد ميشود. در اين صورت هر تصميم در شرايط ريسكي بورس بازي محض نبوده و شريعت اسلامي با آن مخالف نيست.
در اين مقاله ضمن بررسي جنبههاي مختلف بورس بازي، مسائل فقهي و شرعي آن مطرح شده و موارد مجاز و غير مجاز بورس بازي در بازار سهام از ديدگاه اسلام مورد مطالعه قرار ميگيرد.
بررسي ماهيت بورس بازي:
بورس باز دارايي را بدون قصد نگهداري با پذيرش ريسك خريداري كرده و به دنبال كسب سود از مابه التفاوت قيمت در كوتاهترين زمان ممكن ميباشد. بر اساس پذيرش درجه و نوع ريسك و قصد خريد سهام و اعمالي كه جهت كسب سود انجام ميدهند ميتوان ميان بورس بازي اعتراض آميز و غير اعتراض آميز تمييز قائل شد.در اين مقاله منظور از بورس بازي اعتراض آميز نوعي از بورس بازي است كه با شريعت اسلامي سازگار نيست وبورس بازي غير اعتراض آميزآن نوع از بورس بازي است كه با شريعت اسلامي مطابقت دارد.
سرمايه گذاران در بازار سهام را ميتوان به دو گروه بزرگ تقسيم نمود. (Samuelson, 1958,p.428)
دسته اول سرمايهگذاراني هستند كه بعد از بررسي دقيق توانايي مالي شركتها بر اساس اطلاعات قابل اعتماد در خصوص فاكتورهاي اساسي شامل داراييها و عملكرد شركت سرمايهگذاري ميكنند. اين نوع سرمايهگذاري را بورس بازي منطقي و عقلايي مينامند(Man, 1993, p.p18-20) كه در مجموع براي رشد اقتصادي كشور مفيد است. در ادبيات مالي اين دسته از معاملهگران را در بازار سهام سرمايهگذاران ميگويند و ما نيز اين نوع فعاليت را سرمايهگذاري ميناميم. دسته دوم كساني هستند كه درصدد كسب سود سريع و آسان و بدون زحمت هستند بواسطه اين شيوه رفتار، بعضي مواقع سود ميبرند بعضي وقتها نيز متحمل زيان ميشوند. ايندسته(ساموئلسون نام اين گروه را ناظرين روز به روز و ساعت به ساعت بازار سهام مينامد) (Samuelson, 1958,p.p 428-9) ميفروشند و ميخرند و يا بر عكس و در اين فرآيند خريد و فروش كه باعث حركت بازار ميشود هيچگونه مطالعه يا تحليلي در خصوص سهام شركتي كه سهام آن را خريد و فروش ميكنند انجام نميدهند. حداكثر كاري كه اين افراد انجام ميدهند بررسي و مطالعه روند تغيير قيمتها و تمايل بازار ميباشد. بعضي مواقع نيز پايه و اساس تصميمگيري آنها جهت خريد و فروش سهام شايعات فراگير بازارميباشد. (Man, 1994, p.p22-24) كه اين دسته در مقايسه با سرمايهگذاري، بورس بازي كوركورانه ناميده ميشود.
واقعيت بازار سهام مدرن اين است كه ميزان بورس بازي كوركورانه بيشتر از بورس بازي منطقي است و اين نوع بورس بازي در بازارمسلط است. (Khan, opcit, pp87-8) بعضي وقتها در معاملات پيچيدهتر قضاوت بورس بازانه تحت تأثير شانس كه نوع خاص از قمار بازي ميباشد قرار دارد.(Samuelson, 1958,p 429) از نظر(Cobbett) توصيف اين نوع بورس بازي به قمار بازي تجاري منطقي ميباشد (Simpson) البته اين امر به موفقيت روي اعداد مطلق و تكرار معاملات بستگي دارد. بنابراين بورس بازان سهام خود را براي كوتاهترين زمان ممكن نگهداري مي نمايند. هر چه تعداد معاملات بيشتر باشد فرصت بيشتري براي كسب سود فراهم ميشود به شرط اينكه بورس بازي بر اساس روند تغيير قيمت و به صورت دقيق انجام شود. اگر چه ممكن است نوسان قيمت خيلي كم باشد. اما تكرار فرآيند خريد و فروش عامل اصلي كسب منفعت براي بورس بازان است. (Aubrey, 1896, pp 44-5) خريد فوري و به موقع سهم در زمانيكه قيمتها پايين هستند و فروش سريع هنگامي كه قيمتها در حال نزول هستند و تكرار اين فرآيند براي هميشه رمز موفقيت بورس بازان است. اگر قانوني براي راهنمايي در خصوص اين نوع شيوه تجارت وجود داشته باشد قوانين آن بسيار كم و محدود است،كه به شرايط زماني، موقعيت مربوطه، خلق و خوي شخص، دقت بورس بازان، چگونگي برداشت ايشان از روند بازار بستگي دارد اصل كلي بورس بازان ميگويد: بياييد سود ببريم و حتيالامكان در فاصله زماني كوتاه هم اين سود را ببريم هر چند كه سود حاصله سود زيادي نباشد اما بهتر از كسب يك بار سود زياد بعد از گذشت زماني طولاني ميباشد. (Aubrey, 1896, p111) در مجموع هدف ايشان كسب سود كم ولي سريع(در فواصل زماني كوتاه) ميباشد. (Aubrey,1896, p112) بنابراين بورس بازان ميبايستي بصورت فعال و پيوسته مشغول خريد و فروش سهام باشند. بورس بازان هر آنچه كه دارند را ميفروشند، اما علاوه بر آن گواهي سهام ديگران را نيز قرض ميگيرند تا به سود حاصل از پيش بيني تغيير قيمت سهام جامه عمل بپوشانند. اين كار نه تنها در هنگام بالا رفتن قيمت سهام بلكه در هنگام سقوط قيمتها در اصلاح بازار در هنگامي كه بازار روند نزولي دارد نيز انجام ميگيرد. شايان ذكر است از آنجا كه سود بورس بازان از تفاوت قيمت زمان خريد و زمان فروش بدست ميآيد آنها به سود تقسيم شده شركت(سود تجاري كه توسط شركت فروشنده سهام پرداخت ميشود) توجهي نميكنند تا وقتي كه قيمت سهام تغيير كند و اين قيمت براي بورس بازي مورد داشته باشد آنها به سرعت اقدام به فروش سهام ميكنند . هدف اصلي اين نوع بورس بازي بدست آوردن سود حاصل از نوسانات قيمت بدون هيچگونه قصد سرمايه گذاري ميباشد(Rix, 1965, p208) اين سود كه از اين طريق كسب ميشود سود سرمايه (Capital Gain) ناميده ميشود كه با سودي كه مقصود سرمايهگذار واقعي بوده و سود تجاري يا همان سود تقسيم شده (Business Gain) ناميده ميشود متفاوت است. هدف از مشاركت بورس بازان در بازار سرمايه پويا كردن بيشتر بازار و افزايش قدرت نقد شوندگي سهام ميباشد. بنابراين گفته ميشود كه بورس بازان تنها و تنها در پي كسب سود حاصل از نوسان قيمتها، خريد و فروش چيزهايي كه نه ميتوانند آنها را مصرف كنند و نه ميتوانند در تجارت خود از آن استفاده كنند و براي انجام آن هيچ كاري انجام ندادهاند و هيچ ارزشي به آن نيفزودهاند مي باشند. (Rix, 1965, p208)
بورس بازي و بحرانهاي مالي (Salamon, 2000, pp 103-126)
نقش بورس بازي در تاريخ بحرانهاي مالي و ركود بازار مورد قبول همگان است و ميتوان سابقه آن را در اوايل قرن هفدهم جستجو كرد. كيندلبرگر (Kindleberger) مطالعات وسيعي در خصوص تاريخ بحرانهاي مالي و ارتباط اين بحرانها با فعاليت بورس بازي انجام داده است. هر چند كه عوامل عديده اي باعث بروز اين گونه بحرانها ميشوند اما بدون شك بورس بازي جزء يكي از مهمترين آنها ميباشد. در ادامه مقاله بمنظور روشن شدن بيشتر اين مطلب بحرانهاي مالي بورس اوراق بهادار نيويورك در سال 1929 و بحران مالي اخير مالزي را مورد بررسي قرار ميدهيم.
1- بحران مالي بورس اوراق بهادارنيويورك(NYSE)
سقوط اقتصاد ايالات متحده دردهه 1930 بدنبال بحران مالي بورس اوراق بهادار نيويورك به وقوع پيوست.اين بحران اقتصادي، جهان را تحت تأثير خود قرار داد و بيشترين ضربه را بركشورهاي كوچكتر و كمتر توسعه يافته وارد نمود. كشورهايي كه اقتصاد آنها مبتني بر مواد اوليه بود با كاهش شديد قيمت محصولات خود مواجه شدند در حاليكه كشورهاي صنعتي با نرخهاي بيكاري دست به گريبان گرديدند. علت اصلي بحران مالي بورس نيويورك غير قابل كنترل بودن و متغير بودن قيمت سهام اين بازار بود كه بواسطه فعاليت بورس بازي ايجاد شده بود. در يك زمان كوتاه قيمت سهام معامله شده به حداكثر ميزان خود ميرسيد و سپس به گونهاي غير قابل انتظار و در زماني بسيار كوتاه قيمت شكسته ميشد. شاخص بورس نيويورك در مرحله اول اين ركود(سال 1929) 36%سقوط كرد. دوباره بين سالهاي 1930 و 1932 بعد از اينكه سهام نيمي از ارزش از دست رفته خود در مرحله اول را بازيافتند80% ديگر نيز سقوط كرد. با اينحال بدترين دوره سال 1933 بود زمانيكه بيش از سه سال درآمد ملي آمريكا به نصف كاهش يافت، نرخ سرمايهگذاري به گونهاي كاهش يافت كه نرخ سرمايهگذاري خالص منفي شد، از هر سه كارگر يك نفر بيكار شد و تمام سيستم بانكي سقوط كرد. وضعيت بازار سهام قبل از سقوط بازار بورس نيويورك بسيار مغشوش و نابسامان بود. سرمايهگذاران همچون بورس بازان هر آنچه كه در بازار بود را ميخريدند كه همين امر باعث افزايش شديد قيمت سهام ميشد. بعد از آن وقتي كه قيمتها به اوج خود رسيد هزاران سرمايهگذار خصوصاً سرمايه گذاران جزء و بورس بازان هنوز مشتاق خريد باقيمانده بازار بودند. در حاليكه بورس بازان قدر و حرفهاي قبلاً شروع به فروش سهام خود كرده بودند. آنها به قيمت از دست رفتن سرمايه بورس بازان كوچك و سرمايهگذاران، سود قابل توجهي را كسب كردند. سرمايه گذاران و بورس بازان خرد اولين قربانيان ويراني حاصله بودند و بورس اوراق بهادار نيويورك دچار هرج و مرج و از هم پاشيدگي شد ميليونها دلار در اين حادثه اقتصادي غم انگيز اوايل قرن بيستم از دست رفت . شكست اقتصاد آمريكا در طول اين دوره نه تنها بورس بازان و قماربازان را تحت تأثير خود قرار داد بلكه ميليونها نفر از سرمايهگذاران كوچك نيز در سال 1929-1933 تحت تأثير اين حادثه قرار گرفتند. ساموئلسون ميگويد: هر ماه ميلياردها دلار از ارزش اوراق بهادار از بين رفت كه نه تنها سرمايه قمار بازان(حاصل از فعاليت بورس بازي) را از بين برد بلكه سرمايه زنان بيوهاي را كه به اميد كسب درآمدي ثابت پول خود را در اين بازار سرمايه گذاري كرده بودند را نيز تلف كرد. سهام خوبي همچون سهام فولاد ايالات متحده از حداكثر 261 دلار در سال 1929 به حداقل 21 دلاردر سال 1932 رسيد. اين در حالي بود كه سهامي كه از قدرت بالايي برخوردار نبودند از تابلو بكلي حذف شدند.
همانطور كه مورد توافق اقتصاددانان قرار گرفت مهمترين علت اين بحران فعاليت بورس بازي بوده است كه در آن زمان كنترل بازار بورس نيويورك را در دست گرفته بود و باعث سقوط اين بازار شد.
بورس بازي باعث نوسان غير منطقي و آشفته قيمت سهام گرديد. به گونهاي كه طي چند روز قيمت سهام به اوج خود ميرسيد و سپس ناگهان به پايينترين حد خود نزول ميكرد. در پي اين تجربه تلخ به فعاليت بورس بازان در بازار سهام توجه بيشتري شد. گالبريت (Galbraith) ميگويد: از سال 1929 به بعد قوانين زيادي براي صادقانهتر كردن بورس بازي در بازار سهام تصويب كردهايم و اميد ميرود كه اين قوانين بتواند موثر واقع شوند.
2- بورس بازي و بحران مالي مالزي:
در بسياري از بحرانهاي اقتصادي گذشته نقش بورس بازان به عنوان يكي از عوامل بروز بحران ثابت شده است. در تمامي اين بحرانها الگوي ثابتي وجود دارد اولاً، قيمت اقتصادي باعث ايجاد فعاليتهاي گسترده بورس بازي ميشود. سپس اين فعاليت بورس بازي منجر به ايجاد وضعيت هرج و مرج و در پايان بدون اينكه چارهاي وجود داشته باشد باعث سقوط بازار ميگردد. بعد از جنگ جهاني اول وقتي كه ايالات متحده به سطح بالايي از موفقيت اقتصادي رسيد و بريتانياي كبير به عنوان ابرقدرت اقتصادي جديد را پشت سر گذاشت مردم تاريخچة وقايع غم انگيز اقتصادي را فراموش كردند. در همين هنگام هيچگونه كنترلي بر روي فعاليت بورس بازان خصوصاً بر روي معاملات اعتباري در بورس نيويورك نبود.
دومين مرحلة آشفتگي بورس بازي بر بازار چيره شد و باعث بدتر شدن وضعيت ضعيف قبلي گرديد. اين امر باعث شد كه قيمتهاي ناپايدار به شدت سقوط كنند. همين الگو را ميتوان در رويدادهاي اخير شرق آسيا و خصوصاً مالزي ملاحظه كرد.
همانگونه كه يكي از بورس بازان تأييد ميكند نخست وزير مالزي شديداً معتقد است كه افرادي هستند كه با مهارت فراوان با دست به دست كردن رينگيت(واحد پول مالزي) و يا بازي كردن در بازار بورس كوالالامپور(KLSE) سودهاي فراواني كسب ميكنند . كاملاً روشن است كه با وجود رشد اقتصادي تقريبا 9 درصدي مالزي در مدت 9 سال پياپي كه انتظار ميرود باعث افزايش ارزش پول مالزي شود اما بگونهاي تعجب آور و با وجود اين رشد پايدار و قابل توجه اقتصادي ارزش رينگيت و سهام بازار بورس كوآلالامپور سقوط كرد. اين كاهش ارزش پول مالزي نميتواند به خودي خود اتفاق بيفتد. بلكه بايستي عامل يا كسي باعث ايجاد آن شده باشد.
نقش بورس بازان خارجي و بين المللي در بحران مالي شرق آسيا به فراواني تصديق ميشود.
كوين واتكينز از آكسفام(Oxfam) انگلستان معتقد است كه به قدرت رساندن اقتصادي ببر آسيا (Asia Tiger) بواسطه عملكرد بورس بازان بوده است مطرح كردن موضوع دخالت و نقش عمده صندوق كوانتوم سرس[3] (Soros Quantum) در بروز بحران مالي شرق آسيا مورد حمايت اقتصاددانان و سرمايه گذاران زيادي ميباشد.
ويليام شاكراس (William shawcross) به صورت غير مستقيم استنتاج ميكند مشاركت سرس باعث بروز بحران مالي و اقتصادي آسيا شد. صندوق سرس بصورت ضمني باعث بروز بحران مالي تايوان هم شده است. در اواسط اكتبر سال 1997 عملكرد بورس بازان كه توسط صندوق سرس صورت گرفته بود باعث ايجاد نوعي وحشت در فروش سهام شد و همين امر به گونهاي غير منتظره شاخص بازار سهام تايپه و ارزش پول تايوان را به شدت كاهش داد. پيتر بروك (Peter Brooke) موسس شركت بينالمللي ادونت (Advent International) اولين شركت جهاني صنعت سرمايه گذاري به نقش مستقيم سرس در بحران مالي شرق آسيا اطميان كامل دارد. او معتقد است سرس تبهكار اصلي بروز اين بحران است. ثبات ارزش پول هر كشور يكي از حياتيترين عوامل موفقيت اقتصادي آن بشمار ميرود. بنابراين عدم ثبات ارزش پول نتيجه معكوس را در بردارد. عدم ثبات ارزش پول باعث تخريب اقتصاد كشور و از بين رفتن اعتماد سرمايه گذاران داخلي و خارجي ميشود . در طول مدت بحران مالي شرق آسيا تقريباً 20 ميليارد رينگيت سرمايه مالزي متعلق به سپردهگذاران داخلي از بانكهاي داخلي به بانكها و موسسات مالي خارجي خصوصاً سنگاپور انتقال يافت.
معاملات اعتباري در بورس اوراق بهادار كوآلالامپور يكي از مشهورترين مبادلات بورس بازي ميباشد كه در بازارهاي مدرن سهام انجام ميگيرد كه براي بورس بازان اين امكان را فراهم ميآورد تا با يك مقدار ثابت سرمايه خود و به منظور كسب سود بيشتر و با ريسك زيان بالاتر سهام بيشتري را خريداري نمايند. اين نوع از مبادله معمولاً در هنگام رونق بازار(Bull market) يعني هنگاميكه قيمت سهام روبه افزايش مي باشد صورت ميگيرد. هنگاميكه بورس بازان حسابهاي اعتباري (Margin Accounts) را ترك ميكنند، نشانگر اين مطلب است كه بورس بازان ديدي منفي نسبت به آينده بازار دارند كه اين حالت در هنگام بروز بحرانهاي اقتصادي رخ ميدهد.
مشهورترين مثالي كه در اين خصوص ميتوان به آن اشاره كرد بحران سال 1929 بورس نيويورك در بحران اخير كشور مالزي است. بورس بازان در طول مدت پيشرفت و رونق اقتصادي اواخر دهة 1980 در انجام معاملات اعتباري زياده روي كردند شاخص سهام بورس كوآلالامپور بصورت مداوم بالا رفت و تنها در اواخر سال 1993 وقفه كوتاهي داشت. وجود اين بازار پر رونق بورس بازان را بر انجام فعالانه معاملات خصوصاً معاملات اعتباري ترغيب كرد. با اين حال بروز يك آشفتگي ناگهاني باعث تبديل اين بازار پر رونق به بحران ژوئيه 1997 گرديد و عملكرد قابل تقدير گذشته شاخص بورس كوآلالامپور شروع به تنزل كرد.
بورس بازان غافلگير شده بودند. وقتي كه بحران ادامه يافت آنها چارهاي نداشتند جز اينكه براي نجات حسابهاي اعتباري خود و به اين اميد كه اين بحران وقفه موقتي ديگري در بازار خواهد بود پول بيشتري را به بازار تزريق كنند. ولي بزودي متوجه شدند كه اين بحران يك وقفه موقتي و زودگذر نيست. بلكه اين واقعه بحراني است كه نه تنها به بورس اوراق بهادار كوآلالامپور بلكه به ديگر بخشهاي اقتصادي مالزي نيز ضربه ميزند. وقتي كه بورس بازان بروز بحران را تاييد كردند بازار به ميزان زيادي ارزش خود را از دست داده بود وآنها ديگر قادر به انجام خريد اعتباري نبودند. اين وضعيت توسط نخست وزير مالزي نيز تاييد گرديد.
شقوق مختلف بورس بازي
با توجه به بيان ماهيت بورس بازي و تجربه بحرانهاي مالي بازارهاي سهام ، بورس بازي در برگيرندة شقوق عمده زير است:
1- تصميم گيري در انجام معاملات پر ريسك است.
2- سرمايهگذاري براي مدت بسيار كوتاه است. آنان به دنبال كسب سود آني و سريع هستند.
3- اتخاذ تصميم بر اساس شايعات صورت ميگيرد(البته به اين معني نيست كه اينان تحليل نميكنند بلكه در بعضي مواقع تحليلهاي چارتيستي دقيقي انجام ميدهند ولي يكي از شقوق بورس بازي تصميم گيري بر اساس شايعات است)
4- بورس بازان قصد نگهداري دارايي راندارندبلكه به قصد كسب سود از مابه التفاوت قيمت خريد و فروش هستند.
5- تصميم گيري در شرايط جهل است و نسبت به اوراق خريداري شده جهل وجود دارد.
6- سرمايهگذاري مبتني بر بخت و شانس صورت ميگيرد.
7- تحليل بورس بازان روي روان سرمايهگذاران است و پيش بيني آنان مبتني بر تكرار روند گذشته قيمتهاي سهام ميباشد. تصميمات بورس بازي پشتوانه و بنياد محكمي ندارد.
هدف اصلي بورس بازان كسب سود آني و سريع در مدت زماني كوتاه است. بنابراين برخي از بورس بازان جهت دستيابي به اهداف، اعمال ناپسندي را انجام ميدهند كه داراي شقوق زير است:
1- بورس بازان با دستكاري قيمتها از طريق مكانيسم عرضه و تقاضا، قيمت سهام را به سمت قيمت غير حقيقي و غير واقعي سوق ميدهند كه به دستكاري قيمتها در بازار(manipulation) معروف است.
2- تباني و اشاعة اخبار و اطلاعات كذب جهت افزايش ويا كاهش مصنوعي قيمت سهام دربازارانجام مي دهند.
3- معاملات صوري در بازار جهت رسيدن به منافع خود انجام ميدهند . آنان قيمتها را در بازار بيثبات و نامطمئن ميسازند.
4- معاملات مبتني بر اطلاعات داخلي كه در اختيار همگان قرار نگرفته است صورت ميگيرد. در صورتيكه آن اطلاعات داخلي در اختيار همگان قرار گيرد مطمئناً و با يقين قيمت سهام تغيير قابل ملاحظهاي مييابد. در اين صورت در يك رقابت ناعادلانه فردي درآمد كسب ميكند.
بورس بازي ممكن است همة شقوق فوق را در بر گيرد و ممكن است برخي از موارد را شامل نشود.
بررسي بورس بازي از ديدگاه انديشمندان اسلامي
بورس بازي از ديدگاه شهيد مطهري
وي دو عامل را توأماً منشأ ارزش ميدانند (مطهري، مرتضي، (صص109-51):
- ارزش هر شيء ناشي از اثري است كه بر آن شيء مترتب است.
- ندرت و تحت انحصار بود
