مطابق نظریه عدم تقارن اطلاعاتی ، مدیران و سایر پرسنل شرکت دارای اطلاعات محرمانه در مورد بازده و وضعیت سرمایه گذاری شرکت هستند که افراد خارج از شرکت از آن بی اطلاع اند . چنین اطلاعاتی را اصطلاحاً نامتقارن می گویند . در صورتی که اطلاعات درونی بیانگر آینده مطلوب برای شرکت باشد ، مدیران ترجیح می دهند از بدهی بیشتر در ساختار سرمایه استفاده کنند . به عبارت دیگر ، با تأمین مالی از طریق بدهی و عدم ورود سهامداران جدید در اثر افزایش سرمایه ، منافع آتی ناشی از وضعیت مطلوب شرکت برای سهامداران فعلی باقی خواهد ماند . برعکس ، درصورتیکه وضعیت آینده شرکت مطلوب پیش بینی نشود ، مدیران شرکت که از این موضوع مطلع هستند ، ترجیح می دهند از طریق انتشار سهام عادی و افزایش سرمایه تأمین مالی کنند . از طرف دیگر ، طراحی ساختار سرمایه نوعی علامت دهی به افراد خارج از شرکت است . تأمین مالی از طریق بدهی بیانگر آینده مطلوب شرکت محسوب می شود . متقابلاً ، اگر شرکت از طریق انتشار سهام عادی جدید تأمین مالی کند ، نوعی علامت دهی منفی از آینده شرکت به حساب می آید . همچنین مطابق مطالب پیش گفته می توان چنین استدلال کرد که تأمین مالی برون ترازنامه ای نوعی تأمین مالی است که در آن شرکت با بهره گیری از عدم تقارن اطلاعاتی در میان سرمایه گذاران ، جهت جلوگیری از علامت دهی منفی (مثبت) به بازار در اثر تأمین مالی از طریق انتشار سهام (بدهی) ، ضمن تحصیل دارایی ، آن دارایی و شیوه تأمین مالی را در ترازنامه نشان نمی دهد . لذا برخی اوقات در این زمینه از عبارت حساب آرایی یا حسابداری ساختگی نیز استفاده می شود. از آنجایی که شرکت ها نمی خواهند که به حساب آرایی[1] و حسابداری ساختگی[2] متهم شوند؛ (زیرا این دو عبارت، بار منفی دارند) در نتیجه، عبارت تأمین مالی برون ترازنامه ای را به آن دو ترجیح می دهند.
