اولاً حداکثر کردن ارزش سهام شرکت هدف اولیه و اساسی مدیریت هر واحد انتفاعی است و حداکثر کردن ارزش شرکت تنها از طریق حداکثر کردن ارزش افزوده اقتصادی امکانپذیر است زیرا اگر شرکتی افزوده مثبت داشته باشد ارزیابی جامعه سرمایهگذار در مورد شرکت مثبت خواهد بود و منجر به صرف سهام خواهد شد ولی اگر ارزش افزوده اقتصادی منفی باشد نتیجه عکس خواهد شد.
ثانیاً شرکتها به سه روش میتوانند ایجاد ارزش کنند:
1- افزایش بازده شرکت بدون سرمایهگذاری جدید.
2- سرمایهگذاری در پروژههایی که بازدهی بیش از هزینه سرمایهدارند.
3- رها کردن فعالیتهای غیراقتصادی یا فروش داراییهای کم بازده و راکد و صرف آن در فعالیتهای سودآور.
هر سه روش فوق به وسیله ارزش افزوده اقتصادی به طور صحیح و واقعی قابل اندازهگیری است .
ثالثاً وقتی که ارزش افزوده اقتصادی آتی پیشبینی و ارزش فعلی تنزیل و به سرمایه فعلی اضافه میشود ، مجموع نشاندهنده ارزش فعلی خالص پروژههای گذشته و آتی شرکت میباشد.
بنابراین هدف مدیریت حداکثر کردن ارزش افزوده اقتصادی و رسد آن است که منجر به یک ارزیابی مثبت خارجی در مورد عملکرد شرکت خواهد شد و نهایتاً حداکثر شدن ارزش سهام شرکت و صرف سهام را به دنبال خواهد داشت. نتیجه مسلم و قطعی این است که ارزش افزوده اقتصادی میتواند به عنوان مبنایی برای تعیین هدف ، سرمایهگذاری در پروژهها و طرحها ، ارزیابی و اندازهگیری عملکرد ، تعیین ارزش شرکت ، تعیین میزان پاداش و ... مورد استفاده قرار گیرد(جهان خانی و سجادی ، 1374).
