پرپوزال نویسی و پایان نامه حسابداری و مدیریت
این وبلاگ به منظور انجام پروژه های حسابداری و مدیریت در مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد طراحی گردیده است

تحقیقات در زمینه سرمایه فکری در سال ۱۹۹۰ آغاز گردید و بطور عمده به افزایش آگاهی در مورد وجود و ارزش دارایی های ناملموس در سازمان و گسترش مدل های طبقه بندی سرمایه فکری مربوط می شد(مار و دیگران، ۲۰۰۳: ۴۴۱).

تاکنون از سرمایه فکری تعاریف متنوعی ارائه شده است. در سال های اخیر افراد و گروههای زیادی از رشته های گوناگون سعی کرده اند تا تعریفی استاندارد از سرمایه فکری که مورد توافق همه باشد را ارائه دهند(نظری و هرمانس ، ۲۰۰۷: ۵۹۶). نکته ای که در مورد آن اتفاق نظر وجود دارد اینست که پیشگامان تحقیق و عمل در زمینه سرمایه فکری عبارتند از: سویبی، استوارت، ادوینسون و مالون، سالیوان، بروکینگ و رز(آرناس و لاواندروس ، ۲۰۰۸: ۷۸).

رز و دیگران، ادوینسون و مالون بیان داشته اند که بین ارزش بازاری شرکت و ارزش دفتری آن تفاوت وجود دارد، که این چیزی بیش از یک ارزش پنهان نیست، آنها بیان داشته اند که این ارزش پنهان می تواند به مفهوم دارایی های ناملموس شرکت تجزیه و تحلیل شود، و نام سرمایه فکری را بر آن اطلاق کردند(سولر و همکاران ، ۲۰۰۷: ۴۷۲). رز مسلم می پندارد که مفهوم سرمایه فکری فقط درک و تشخیص محض یا توضیح ارزش ضمنی یک سازمان نیست، بلکه هدف آن همچنین جابجا کردن نتایج تشخیص یا توضیح ارزش ضمنی سازمان به ارزش های جدید است(چو و دیگران ، ۲۰۰۶: ۸۸۸).

ادوینسون و مالون سرمایه فکری را چنین تعریف کرده اند: ’دانشی که می تواند به ارزش تبدیل شود‘(نظری و هرمانس، ۲۰۰۷: ۵۹۶). آنها برای توضیح سرمایه فکری از استعاره درخت که زندگی اش وابسته به ریشه است، و آن نیز در زیر خاک و پنهان است، استفاده می کنند و می گویند که موفقیت شرکت به سرمایه فکری اش وابسته است که آن نیز یک منبع پنهان است (آرناس و لاواندروس، ۲۰۰۸: ۷۹). در سال ۱۹۹۱ استوارت مفهوم سرمایه فکری را گسترش داد(جوهانسن و دیگران ، ۲۰۰۵: ۱۵۳). و آنرا چنین تعریف کرد: ’مواد فکری ـ دانش، اطلاعات، دارایی فکری و تجربه ـ که می تواند برای ایجاد و خلق ثروت استفاده گردد(نظری و هرمانس، ۲۰۰۷: ۵۹۶). بروکینگ سرمایه فکری را چنین تعریف می کند: سرمایه فکری اصطلاحی است که به دارایی های ناملموس جمعی داده شده است که سازمان را برای عمل قادر می سازد(بروکینگ ، ۱۹۹۶).

سرمایه فکری نماینده مجموعه دارایی های ناملموسی است که همچنین بعنوان دارایی های دانش معروف اند. این دارایی ها از دارایی های فیزیکی همچون اموال، ماشین آلات و تجهیزات یا موجودی کالا و دارایی های مالی همچون مطالبات، سرمایه گذاری ها و نقدینگی متمایز است و بطور فزاینده ای بعنوان منبع کلیدی شرکت در استراتژی های رقابتی شان اهمیت می یابد(سودرسانام و دیگران، ۲۰۰۶: ۲۹۱). سرمایه فکری فراهم کننده یک پایگاه منابع جدید است که از طریق آن سازمان می تواند به رقابت بپردازد(بونتیس به نقل از قلیچ لی و مشبکی، ۱۳۸۵: ۱۲۷). سرمایه فکری شامل آن بخش از کل سرمایه یا دارایی شرکت است که مبتنی بر دانش بوده و شرکت دارنده و مالک آن بشمار می آید( انواری رستمی و رستمی، ۱۳۸۲: ۵۴).





تاريخ : شنبه 05 بهمن 1392
ارسال توسط payannamehhesabdari

موفقيت در دنيايي پيچيده، با رقابت روز افزون، تنها با برخورداري از داراييهاي دانشي ميسر نيست. بلكه شناسايي اين داراييها  نيز امري لازم است، اما کافي نيست. بلکه مهمترين و اثربخشترين کار اين است که شرکتها بتوانند علاوه بر شناسايي اين داراييها، آنها را به خوبي مديريت کنند. جهت مديريت اين داراييها، لازم است شرکتها از وضعيت کنوني آنها مطلع شده و جهت رفع نقص و کمبودهاي آنان اقدامات لازمه را به عمل آورند. براي آگاهي از وضع کنوني داراييهاي دانشي در شرکتها، بايد آنها را اندازه‌گيري کرد. اين کار کمک مي‌كند تا ميزان فعلي آنها را بسنجيم و اين مقدار را با ميزان مطلوب مقايسه کرده و جهت نزديکتر شدن به نقطه ايده‌آل اقدامات لازم را به عمل آوريم. پس شناسايي داراييهاي نامشهود شرکتها، امري لازم است(زاهدی و لطفی زاده ، 1384).

جهت اجراي يك استراتژي موفق، سازمانها نياز دارند بدانند كه مزاياي رقابتي آنها چيست و چه توانايي براي رشد و حفظ اين مزايا چه کارهايي لازم است. توانايي‌هاي سازمان توسط دانش حمايت مي‌شوند، بنابراين سازمانهايي كه در صدد بهبود توانايي‌هايشان هستند نياز به شناسايي و مديريت اين دارايي‌هاي دانشي دارند. اين ديدگاه كه دارايي‌هاي دانشي نشان‌دهنده اساس توانايي‌هاي سازمان هستند، بيان‌كننده اين امر است كه توجه روزافزوني به مديريت دانش- به‌عنوان يك زمينه تحول يافته و يك ديدگاه- جهت بهبود عملكرد تجارت شده است. اگر چه متون مديريتي، ديدگاه‌هاي فراواني در باب فعاليتهاي مديريت دانش ايجاد مي‌كنند، اما تنها تعداد كمي معيار اندازه‌گيري درباره دارايي‌هاي دانشي سازمان بطور مستند وجود دارد. با توجه به اين امر كه مديريتِ عواملي كه قابل اندازه‌گيري نيستند مشكل است، سازمانها به چارچوبي جهت اندازه‌گيري دارايي‌هاي دانشي‌شان نياز دارند. مديران به ابزارهايي نياز دارند كه به سازمان‌ها در تعريف شاخصهاي كليدي عملكرد دارايي‌هاي‌شان كمك كند، دارايي‌هايي كه از توانايي‌هاي استراتژيك سازمان حمايت مي‌كنند( مار و شکویما ، 2004).واين[1] معتقد است كه مشكلي كه بيان اين داراييهاي نامشهود جديد به وجود مي‌آورند اين است كه آنها در صورتهاي مالي قابل درك نيستند، چون نمي‌توان تعريفي حسابداري از آن داراييها بيان كرد (بوزولان[2] ، 2003).



[1] -Wayne

[2]- Bozzolan





تاريخ : شنبه 05 بهمن 1392
ارسال توسط payannamehhesabdari

كار پرداز :

 مأموري است كه از بين مستخدمين رسمي واجد صلاحيت دستگاه ذيربط به اين سمت منصوب ميشود و نسبت به خريد و تدارك كالاها و خدمات مورد نياز طبق دستور مقامات مجاز با رعايت مقررات اقدام مي نمايد .

عامل ذيحساب  :

 مأموري است كه با موافقت ذيحساب و به موجب حكم دستگاه اجرائي مربوط از بين مستخدمين رسمي واجد صلاحيت در مواردي كه بموجب آئيننامه اجرائي  معين خواهد شد به اين سمت منصوب و انجام قسمتي از وظايف و مسووليتهاي موضوع ماده 31 قانون محاسبات عمومي توسط ذيحساب به او وحول ميشود . كار پردازان و واحدهاي تداركاتي و ساير مأموران و واحدهاي دولتي ماداميكه به اقتضاي ماهيت وظايف قانوني خود و يا مأموريتهاي محوله مجاز به دريافت تنحواه گردان پرداخت از ذيحساب ميباشد از لحاظ مقررات مربوط به واريز تنخواه گردان دريافتي در حكم عامل ذيحساب محسوب ميشود .

 

تفويض اختيار :(Delegation Of Authority)

اختيارات و مسئوليت تشخيص ، انجام تعهد ،‌تسجيل و حواله كه به عهده وزير يا رئيس مؤسسه مي باشد ،‌حسب مورد مستقيماً و بدون واسطه از طرف مقامات فوق به ساير مقامات دستگاه مربئطه كلاً يا بعضاً واگذار ميگردد ،‌تفويض اختيار نام دارد.

درخواست وجه :

 درخواست وجه  سندي است كه ذيحساب براي دريافت وجه بمنظور پرداخت حواله هاي صادر شده موضوع ماده 21 اين قانون و ساير پرداختهائي كه بموجب قانون از محل وجوه متمركز شده در خزانه مجاز ميباشد حسب مورد از محل اعتبارات و يا وجوه مربوط عهده خزانه در مركز و يا عهده نمايندگي خزانه در استان در وجه حساب بانكي پرداخت دستگاه اجرائي ذيربط صادر ميكند .

تنخواه گردان حسابداري  :(Revolving Fund of Accounting)

 تنخواه گردان حسابداري عبارت است از وجهي كه خزانه و يا نمايندگي خزانه در استان از محل اعتبارات مصوب براي انجام بعضي از هزينه هاي سال جاري و تعهدات قابل پرداخت سالهاي قبل در اختيار ذيحساب قرار ميدهد تا در قبال حواله هاي صادر شده واريز و با صدور درخواست وجه مجدداً دريافت گردد .

تنخواه گردان پرداخت : (Revolving Fund of Payment)

 تنخواه گردان پرداخت عبارت است از وجهي كه از محل تنخواه گردان حسابداري از طرف ذيحساب با تأييد وزير يا رئيس مؤسسه و يا مقامات مجاز از طرف آنها برخي از هزينه ها در اختيار واحدها و يا مأموريني كه بموجب اين قانون و آئيننامه هاي اجرائي آن مجاز به دريافت تنخواه گردان هستند قرار ميگيرد تا به تدريج كه هزينه هاي مربوط انجام ميشود اسناد هزينه تحويل و مجدداً وجه دريافت دارند .

هزینه­های جاری:(Revenue Expenditures)

هزینه­های سرمایه­ای دارای جنبه جاری، عادی و تکراری می­باشند و در مقابل دریافت کالا و خدماتی انجـام می­شوند که برای عملیات وظایف جاری سازمان دولتی و نگهداری اموال آن ضروری هستند. منابع و نتایج حاصل از این هزینه­ها معمولاً فقط متوجه سال مالی جاری که در آن هزینه انجام می­شود می­باشد نه سالهای مالی بعد.

 

هزینه­های سرمایه­ای:(Capital Expenditures)

هزینه­های سرمایه­ای مخارجی هستند که انجام آنها موجب ایجاد یا افزایش اموال و داراییهای ثابت می­شود.

هزينه :(Expense)

هزينه  عبارت از پرداختهائي است كه بطور قطعي به ذينفع در قبال تعهد يا تحت عنوان كمك يا عناوين مشابه با رعايت قوانين و مقررات مربوط صورت ميگيرد .

پيش پرداخت :(Prepayment)

پيش پرداخت  عبارت است از پرداختي كه محل اعتبارات مربوط بر اساس احكام و قراردادها طبق مقررات پيش از انجام تعهد صورت مي گيرد .

علي الحساب :(On Account)

 علي الحساب عبارت است از پرداختي كه بمنظور اداي قسمتي از تعهد با رعايت مقررات صورت مي گيرد .

پیش­پرداخت سنواتی:(  Prepayment Prior years)

پیش­پرداختهایی که تا پایان هر سال مالی مستهلک نشود و در سال بعد در حساب جداگانه­ای تحت عنوان فوق نگهداری می­شود تا در سالی که به مرحله تعهد می­رسد به حساب هزینه از محل اعتبارات سنواتی منظور گردد.

علی­الحساب سنواتی:(On Account - Prior years)

علی­الحسابهایی که تا پایان سال مالی مـورد عمل تسويه نشوند در حساب فوق منظور و به سال بعد انتقـال می­یابند



ادامه مطلب...

تاريخ : پنج‌شنبه 03 بهمن 1392
ارسال توسط payannamehhesabdari

حسابداري دولتي : (Govermental Accounting)

عبارت است از كليه عمليات مربوط به تجزيه وتحليل ، ثبت ، طبقه بندي ، تلخيص ، گزارش دهي و تفسير فعاليتهاي مالي سازمانهاي دولتي كه بارعايت قوانين و مقررات مالي و اصول و موازين متداول حسابداري دولتي انجام ميشود . حسابداري دولتي شامل تمام عمليات وصول و پرداخت منابع مالي دولت ، نگاهداري حسابهاي سازمانهاي دولتي و نيز تهيه گزارشهاي مالي مربوط ميباشد .

حساب مستقل : (fund)

هر حساب مستقل بمنظور تفكيك برنامه ها و فعاليتهايي كه از محل درآمدهاي خاصي تأمين مالي ميشوند ، ميباشد كه عبارت است از وجوه نقد يا ساير داراييها و منابع مالي كه براي اجراي برنامه ها و عمليات معين يا جهت نيل به اهداف مشخص طبق قوانين و مقررات اختصاص داده شده است . هر حساب مستقل واحد حسابداري و مالي مستقلي را بوجود مي آورد كه خود شامل انواع حسابهاي دائمي و موقت است .

حسابداري نقدي : (Cash Accounting)

در حسابدار ي نقدي ، درآمدها در سال مالي وصول وجوه نقد مربوط و هزينه ها در سال مالي پرداخت وجوه نقد مربوط به حساب منظور مي شود . در اين مبنا تحقق يا قطعي شدن درآمد و تعهد يا وقوع هزينه كه معمولاً از آثار دريافت يا ارائه كالا و خدمات است ، در امر شناخت درآمدها و هزينه ها مورد نمي يابد .زيرا شرط اصلي براي ثبت درآمدها و و صول آنها و براي ثبت هزينه ها پرداخت آنها محسوب مي شود . صورتهاي مالي كه با حسابداري نقدي تنظيم ميشود  معمولاً فاقد حسابهاي دريافتني و پرداختني است .

حسابداري تعهدي : (AccrualAccounting)

در حسابداري تعهدي ، درآمدها در سال انجام خدمات يا فروش كالاها به حساب منظور ميشود (اگرچه وجوه نقد حاصل از فروش كالاها و خدمات مذكور در سالهاي مالي قبل يا بعد از فروش دريافت شود)و هزينه ها در سال دريافت كالاها و خدمات و ايجاد تعهد به حساب منظور ميگردد (اگرچه بهاي كالاها و خدمات مزبور در سالهاي مالي قبل يا بعد از خريد پرداخت شود .) بعبارت ديگر در اين مبنا ، صرف نظر از انجام يا عدم انجام هرگونه دريافت و پرداخت ، درآمدها در دوره تحقق و هزينه ها در دوره تحمل يا وقوع ثبت ميگردد.  

حسابداري نيمه تعهدي : (Semi-Accrual Accounting)

در حسابداري نيمه تعهدي كه تركيبي از دو مبناي نقدي و تعهدي است ،‌براي ثبت درآمدها از مبناي نقدي و براي ثبت هزينه هااز مبناي تعهدي استفاده مي شود . بعبارت ديگر در مبناي نيمه تعهدي درآمدهايي كه عملاً وصول و هزينه هايي كه تعهد يا تحمل شده است در حسابهاي هر دوره مالي ثبت مي شود .

حسابداري تعهدي تعديل شده : ( Adjusted AccrualAccounting)

در حسابداري تعهدي تعديل شده ،شناخت و ثبت درآمدها در حسابها در دوره مالي انجام ميشود كه در آن دوره درآمد‌ «‌ آماده ، دردسترس و قابل اندازه گيري » است منظور از آماده و در دسترس بودن درآمدها قابل وصول بودن آنها در دوره مالي جاري يا مدتي كوتاه بعد از پايان دوره جاري است ،‌به ترتيبي كه پرداخت بدهيها و تعهدات دوره جاري از محل درآمدهاي مذكور ميسر باشد .مفهوم « قابل اندازه گيري بودن درآمدها » آن است كه مبلغ ريالي آنها را بتوان با دقت كافي جهت ثبت تعيين نمود. در اين مبنا هزينه ها معمولاً در دوره وقوع يا تحمل يعني دوره اي كه تعهد و بدهي قابل پرداخت بابت هزينه ايجاد مي شود ، در حسابها منظور ميگردند.

حسابداري نقدي تعديل شده :(Adjusted  CashAccounting)

در اين مبنا ،‌ثبت درآمدها در دوره دريافت وجوه نقد و ثبت هزينه ها در دوره پرداخت وجوه نقد بابت تعهدات ايجاد شده صورت ميگيرد .بعبارت ديگر درآمدها زمان وصول و هزينه ها زمان پرداخت تعهدات ناشي از دريافت كالاها و خدمات ، شناسايي و ثبت مي شود.



ادامه مطلب...

تاريخ : پنج‌شنبه 03 بهمن 1392
ارسال توسط payannamehhesabdari

 مقدمه:

 در اکثر شرکتها و موسسات همواره نياز مبرمي به پرداخت هزينه ها و تهيه کالا و مواد مصرفي وجود دارد. به منظور ايجاد سهولت و تسريع در امرفوق، اين گونه پرداختها از محل وجوه تنخواه‌گردان صورت مي‌پذيرد. البته بايد توجه داشت در برخي موارد، پرداختها جنبه فوريت دارند يا دسترسي به امکانات بانکي ميسر نباشد، جهت پرداخت اقلام عمده نيز روش تنخواه‌گردان مورد استفاده قرار مي‌گيرد. که در اين صورت چنانچه پرداختهاي فوق الذکر از طريق بانک انجام گردد، به لحاظ تعدد پرداختها، اين امر باعث اتلاف وقت، پيچيدگي و ايجاد هزينه هاي اضافي ثبت و نگهداري مدارک خواهد شد.

تعريف تنخواه گردان:

تنخواه گردان عبارت است از مبلغ ثابت و از پيش تعيين شده که بصورت نقد يا موجود در بانک (حساب شخص مسئول تنخواه گردان) متناسب با حجم پرداختهاي نقدي شرکت جهت انجام خريد يا هزينه هاي جزئي در اختيار متصدي گذارده مي شود که پس از مدت معيني (زمان حد واريز) يا صرف ميزان معيني از وجوه فوق(مبلغ حد واريز) مطابق جمع هزينه هاي انجام شده براساس صورت خلاصه تحويلي، به وي بازپرداخت مي‌گردد.

هدف از ايجاد تنخواه گردان:

با توجه به مقدمه فوق ، اهداف اصلي ايجاد تنخواه گردان را مي توان بشرح ذيل خلاصه نمود :

الف ايجاد سهولت و تسريع در امر پرداخت

ب کاهش حجم و هزينه عمليات پرداخت از طريق بانک

ج - افزايش ميزان کنترل وجوه نقد



ادامه مطلب...

تاريخ : پنج‌شنبه 03 بهمن 1392
ارسال توسط payannamehhesabdari

انواع حساب شامل 

1-حساب دائمی

2-حساب موقت

3-حساب مختلط 

حسابهای دائمی

این حسابها همانطوری که از نامشان پیداست ، دائمی هستند . یعنی ، فقط مربوط به یک دوره مالی نبوده ، مانده آنها به دوره مالی بعد انتقال می یابد . حسابهای ترازنامه ، از نوع حسابهای دائمی می باشند . در پایان هر دوره مالی ، حسابهای دائمی مانده گیری می شوند . سپس مانده های جدید در ترازنامه پایان دوره منعکس گردیده ، به دوره مالی بعد نقل می گردند . به حسابهای دائمی ، حسابهای واقعی نیز گفته می شود . 

حسابهای موقتی

این حسابها ، که حسابهای اسمی نیز خوانده می شوند ، با پایان یافتن دوره مالی بسته شده ، در نتیجه مانده آنها به دوره مالی بعد انتقال نمی یابد . کلمه موقتی ، توصیف کننده خوبی برای این حسابهاست زیرا آنها فقط در طی یک دوره مالی و به منظور طبقه بندی و محاسبه تغییرات حاصله در حساب حقوق صاحبان سرمایه افتتاح گردیده ، در طی این مدت ، تنها افزایشها را نشان می دهند و نمی توانند کاهشها را نشان دهند و سر انجام در پایان دوره مالی نیز بسته می شوند
حسابهای مربوط به صورت سود و زیان جزء حسابهای موقتی می باشند . زیرا همانطوری که گفته شد ، مانده این حسابها ( درآمد فروش ، خرید ، هزینه های مستقیم خرید ، برگشت از فروش و تخفیفات ، برگشت از خرید و تخفیفات ، تخفیفات نقدی خرید و فروش و کلیه هزینه ها ) به حساب خلاصه سود و زیان بسته می شوند . مانده حساب اخیر ، سود یا زیان ویژه دوره مالی است که به حساب سرمایه انتقال می یابد . در نتیجه در پایان دوره مالی ، مانده ای از این حسابها وجود ندارد که به دوره مالی بعد منتقل گردد. 

حسابهای مخلوط

این حسابها ، همانطوری که از نامشان پیداست ، مخلوطی از حسابهای دائمی و موقتی می باشند . بدین ترتیب ، در پایان دوره مالی ، با استفاده از تعدیلات ، آن قسمت از مانده حساب را که جزء حسابهای موقتی است ( باید به صورت سود و زیان انتقال یابد ، یعنی در محاسبه سود یا زیان ویژه دوره مالی موثر است و به حساب خلاصه سود و زیان بسته می شود ) ، از آن جدا می نمایند و مابقی را که جزء حسابهای دائمی است ، به ترازنامه پایان دوره انتقال می دهند . پیش پرداختهای هزینه ، پیش دریافتهای درآمد از حسابهای مخلوط می باشند.

 





تاريخ : پنج‌شنبه 03 بهمن 1392
ارسال توسط payannamehhesabdari

در حسابرسی مالی، حسابرسان بیشتر، از استانداردها و اصول پذیرفته شده حسابداری به‌عنوان معیار استفاده می‌کنند. معیارها در حسابرسی عملیاتی، شرایط متفاوتی با حسابرسی مالی دارند، زیرا اولا‌ً این نوع حسابرسی نظامی نوظهور است و دیدگاهها و اسلوب‌شناسی آن در هر کشور متفاوت است. ثانیاً از پشتوانه دوره‌ای طولا‌نی در کارهای دانشگاهی و حرفه‌ای برخوردار نیست. ثالثاً، حسابرسی عملیاتی در شرایط حاضر سعی در ارزیابی عملکرد واحدهای اقتصادی دارد. معیارها معمولا‌ً درون‌سازمانی هستند و یا به وسیله حسابرس عملیاتی و با هماهنگی مدیریت تدوین می‌شوند. یک معیار حداقل در دو شکل عام و خاص قابل ارائه است. معیارهای عام از اصول عقلا‌یی یا تفکر منطقی استنتاج می‌شود. معیارهای خاص از روشهای دستیابی به هدفهای یک پروژه یا برنامه خاص منتج می‌شود. ویژگیهای کلیدی معیارها شامل قابل فهم بودن، مربوط بودن، قابل اتکا بودن و مقایسه‌پذیر بودن است.

اصول تعیین معیارهای حسابرسی عملیاتی، اصولی سخت و دست نیافتنی نیستند. مهمترین این اصول شامل آن است که: الف- حسابرسان باید سعی کنند اجزای مختلف برنامه را در درون پروژه یا کارهای محوله شناسایی کنند؛ ب- روشها و سیاستهای واحد مورد رسیدگی را مورد تفحص قرار دهند؛ پ - در موقع نبود هرگونه روش تثبیت شده، حسابرسان باید در واحدهای اقتصادی مشابه به جستجوی چنین روشهایی بپردازند؛ ت - اطلا‌عات مربوط به گذشته واحد اقتصادی را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهند و با استفاده از تکنیکهای آماری، خود به تعیین معیارها بپردازند؛ ث - گاهی حسابرسان معیارهای حسابرسی را از انتظارات استفاده‌کنندگان از خدمات واحد اقتصادی کسب می‌کنند. در بسیاری از موارد ممکن است هیچ معیاری وجود نداشته باشد و از این رو باید معیارهای جایگزین مشخص شود. در این خصوص سه راهکار تجزیه و تحلیل مقایسه‌ای، استفاده از استانداردهای جایگزین و آزمون منطقی بودن عملیات وجود دارد.



ادامه مطلب...

تاريخ : پنج‌شنبه 03 بهمن 1392
ارسال توسط payannamehhesabdari

مناقصه در چه شرایطی لغو می شود؟

مناقصه در شرایط زیر لغو میشود:

- نیاز به کالا یا خدمات موضوع مناقصه مرتفع شده باشد

- تغییرات زیادی در اسناد مناقصه لازم باشد و موجب تغییر درماهیت مناقصه گردد

- پیشامدهای غیر متعارف نظیر جنگ، زلزله، سیل و مانند آنها

- رأی هیأت رسیدگی به شکایات

- تشخیص کمیسیون مناقصه مبنی بر تبانی بین مناقصه گران

مراحل ترک تشریفات مناقصه چیست؟ و در چه مواردی ترک تشریفات صورت می گیرد؟



ادامه مطلب...

تاريخ : پنج‌شنبه 03 بهمن 1392
ارسال توسط payannamehhesabdari

مناقصه چیست؟ به چه منظوربه اجرا گزارده می شود؟

مناقصه فرآیندی اسـت رقابتـی برای تأمین کیفیت مـورد نظر (طبق اسـناد مناقصه ) که در آن تعهدات موضـوع معـامله بـه مناقصه گری که کمترین قیمت را پیشنهاد کرده باشد، واگذار می شود و مناقصه برای دسترسی به دو مولفه اساسی در خرید کالا و خدمات، به اجرا گذارده می شود.

مناقصه گزار به چه کسی اطلاق می شود؟

مناقصه گزار دستگاه یا ارگانی است که برگزاری مناقصه را بعهده دارد و مناقصه گزار می تواند شامل ارگانها و سازمانهای زیر باشد: قوای سه گانه جمهوری اسلامی ایران اعم از وزارتخانه ها , سازمانها و موسسات و شركتهای دولتی , موسسات انتفاعی وابسته به دولت , بانكها و موسسات اعتباری دولتی , شركتهای بیمه دولتی , موسسات و نهادهای عمومی غیردولتی ، موسسات عمومی , بنیادها و نهادهای انقلاب اسلامی , شورای نگهبان قانون اساسی و همچنین دستگاهها و واحدهایی كه شمول قانون برآنها مستلزم ذكر یا تصریح نام است



ادامه مطلب...

تاريخ : پنج‌شنبه 03 بهمن 1392
ارسال توسط payannamehhesabdari

1- روش درصد پیشرفت کار
در روش درصد پیشرفت کار، درآمد و سود ناخالص پیمان به تناسب پیشرفت عملیات یعنی درصد پیشرفت کار شناسایی میشود. در این روش، شناسایی سود ناخالص پیماندر هر دوره مالی، براساس پیش بینی کل مخارج و پیش بینی صورت وضعیتهایی که در طول دوره اجرای طرح تاییدخواهد شد انجام میگیرد.
برای حسابداری قراردادهای بلندمدت پیمانکاری طبق روش درصد پیشرفت کار، مخارج و صورت وضعیتهای تاییدشده در طول اجرای طرح به ترتیب در حساب پیمان درجریان ساخت وحساب کار گواهی شده (یا صورت وضعیتهایپیشرفت کارها) ثبت میشود. حساب پیمان در جریان ساخت مشابه حساب کار در جریان ساخت در روش هزینه یابی سفارش کار است با این تفاوت که سودناخالص پیمان در هردوره مالی نیز به مخارج اجرای طرح اضافه میشود. بنابراین،مانده این حساب در پایان دوره مالی به ارزش خالص بازیافتنی (بهای تمام شده بعلاوه سودناخالص) گزارش میگردد.
حساب کار گواهی شده مشابه حساب درآمد تحقق نیافته است که مانده بستانکار دارد. در تاریخ تهیه صورتهای مالی، مانده حساب پیمان در جریان ساخت وحساب کار گواهی شده هر قرارداد جداگانه از یکدیگر کسر ونتیجه جزو دارایی جاری یا بدهی جاری در ترازنامه گزارش میشود.
منطق بکارگیری روش درصد پیشرفت کار این ا ست که کارفرما و پیمانکار طبق قرارداد، تعهدات الزام آوری راپذیرفته اند. پیمانکار مسئولیت کامل اجرای عملیات موضوع پیمان را پذیرفته است و کارفرما متعهد است که در آخر هرماه صورت وضعیت کلیه کارهایی را که انجام یافته است براساس نرخهای مورد توافق به پیمانکار پرداخت کند. درنتیجه در جریان پیشرفت کار >فروش< بتدریج واقع میشود،بنابراین درآمد و هزینه نیز باید به همین نحو شناسایی شود.
مزیت اصلی روش درصد پیشرفت کار این است که درآمد به تناسب پیشرفت عملیات شناسایی و با هزینه هایواقع شده برای رسیدن به همان مرحله مقابله میشود یعنی تطابق هزینه و درآمد هر دوره به نحوی صحیح انجام میگیرد.امادر مقابل خطر اشتباه در برآورد را به همراه دارد. بدین جهت تا زمانی که نسبت به سودآوری کل پیمان اطمینانی نباشد منظور داشتن سود در صورتهای مالی مورد نخواهدداشت و کاربرد روش درصد پیشرفت کار نادرست است.
 
۲-  روش کار تکمیل شده
در روش کار تکمیل شده درآمد و سود ناخالص پیمان هنگامی شناسایی میشود که کل پیمان یا بخش عمده ای از آن تکمیل و صرفآً کارهای جزیی باقیمانده باشد. برای حسابداری قراردادهای بلندمدت پیمانکار طبق روش کار تکمیل شده، مخارج و صورت وضعیتهای تاییدشده در طول اجرای طرح مشابه روش درصد پیشرفت کار، به ترتیب در حساب پیمان در جریان ساخت و حساب کار گواهی شده ثبت میشود اما شناسایی سود تا زمانی آکه پیمان تکمیل نشده است به تعویق میافتد.
مزیت اصلی روش کار تکمیل شده این است که سودپیمان زمانی تعیین میشود که کار خاتمه یافته یا به مراحل نهایی تکمیل رسیده است. دراین روش خطر شناسایی سودهایی که ممکن است کسب نشود به حداقل میرسد.اشکال اساسی روش کارتکمیل شده این است که درآمدی که در هر دوره مالی گزارش میشود میزان کار انجام شده طی آندوره را برروی پیمانها منعکس نمیکند. یعنی اگر چند پیمان بزرگ همگی در یک دوره مالی تکمیل شود و در دوره های قبل پیمانی به اتمام نرسیده باشد و یا در دوره های بعد پیمانی تکمیل نشود با وجود ثبات نسبی فعالیتهای انجام شده میزان سودی که  گزارش میشود و سودی که به سهامداران تعلق میگیرد نادرست خواهد بود. همچنین اگر سود چندین ساله پیمان در یک سال به حساب منظور شود شرکت پیمانکاری مشمول ضریب مالیاتی بالاتری خواهد بود.

 انتخاب روش
طبق استاندارد حسابداری قراردادهای بلندمدت پیمانکاری، در صورت احراز تمام شرایط زیر : روش درصدپیشرفت کار را باید بکار گرفت.
١- برآورد منطقی از میزان پیشرفت کار و مخارج لازم برای تکمیل پیمان امکان پذیر باشد.
٢- مسئولیت و اختیارات پیمانکار و کارفرما با صراحت درقرارداد مشخص شده باشد.
٣- طرفین قرارداد توانایی ایفای تعهداتی را که طبق قرارداد پذیرفته اند داشته باشند.
٤- نسبت به وصول مبلغ پیمان اطمینان کافی وجود داشته باشد.
روش کار تکمیل شده را باید تنها در موارد زیر بکارگرفت:
١- حداقل یکی از شرایط یاد شده برای بکارگیری روش درصد پیشرفت کار وجود نداشته باشد.
۲- قرارداد پیمانکاری کوتاه مدت باشد .
٣- مخاطرات ذاتی قرارداد فراتر از مخاطرات عادی تجاری باشد بطوری که براساس آن امکان برآورد قابل اتکا وجود نداشته باشد.





تاريخ : پنج‌شنبه 03 بهمن 1392
ارسال توسط payannamehhesabdari
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران